تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. هفته گذشته
  2. یا علی: سلام علیکم با عرض تسلیت شهادت حضرت زهرا س یه سؤال برام پیش اومده . در همین جریان حضرت عزیر چطور 100 سال میمیرند وبعد از زنده شدن در بیخبری ونآآگاهی نسبت به بعد مرگ (برزخ) به سر میبرند که حتی وقتی فرشته ای از ایشون میپرسه فکر میکنی چقدر اینجا بودی ؟ میگویند یک روز یا کمتر. اصلا متوجه نبوده اند که مرده اند وبعد زنده شده اند......‌‌مگر نه این اینستکه طبق روایات قبر(برزخ) باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای جهنم است؟ و روح ما بعد از مرگ یا در عذاب است یا در فرح وشادی؟........ ____________________________ نورنما: سلام علیکم شهادت جانگداز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت همه بزرگواران گروه تسلیت عرض مینمایم ببخشیدمیهمان ازشهرستان داشتیم، از دیشب خدمتتان نتوانستم برسم ،چند روز شاید نتوانم درخدمت باشم،البته سعیم این خواهدبود درخدمت باشم. اما پاسخ سوال : اینجا درحقیقت دو سوال مطرح شده است: سوال ازمرگ موقت وغیرکامل اصحاب کهف وحضرت عزیر علیهم السلام که توفی و اخذ روحشان از این دنیا چون قرار بود دوباره بازگردند وزنده شوند ظاهرا بصورت کامل نبوده واصحاب کهف که طبق تصریح صریح آیه اصلا مرگ نبوده وخواب طولانی بوده .چراکه ایه میفرماید: فضربنا علی ءاذانهم،در غار برگوشهایشان زدیم .نفرمودمیراندیمشان.. یا میفرماید وهم رقود ،طبق ترجمه یعنی در خوابند وحضرت عزیر علیه السلام نیز چون نکیر ومنکر و اتفاقات اول مرگ را مشاهده نکرده ، ظاهرا اوهم توفی کامل نشده وروحش هنوز بخشی از آن در کالبدش بوده است والا معنی ندارد اظهار بی اطلاعی کامل نماید. اما سوال دوم : کیفیت عالم بعدازمرگ در برزخ چیست؟ راجع به این بنده چند حالت فعلا درخاطرم هست : 1-برخی همان که نکیرمنکر رادیدند و احوال حین مرگ مثل همه بر او نمایان شد، دیگر همانند حالت خواب ،میخوابندوچیزی تا روزقیامت متوجه نمیشوند. 2- برخی زمان به دلیل احساس لذتهای زیاد برزخی وبهشت موقت ومحدود برزخی ، زمان تا قیامت برایشان نسبت به زمان این دنیا خیلی کند خواهدبود ،مثال هم زدند که فردی مرده بودوتوسط یکی از اولیاءالهی زنده شد واز او پرسید،که چندسال است در برزخ هست؟بدین مضمون گفت شاید چند دقیقه ولحظه ،دوباره به قبر بازگشت و مرد،ان ولی الهی به همراهانش گفت این حدودصدسالست مرده ولی ازهمان لحظات اول موقع معانقه با همسر حوری العینی اش گردنبند او پاره شد وریخت ،وصدسالست درحال جمع کردن دانه های زیبای ان گردنبندبه همراه حورالعین هست وانقدرلذت بخش بودکه فکر گذشت زمان صدسال راحس نکرده ! 3-همان ولی الهی جوانی را از قبرش زنده کرددرحالی که همه موهایش سفید شده بود ،از او پرسید چه مدت است که مرده ای،جواب داد صدها سال، وبعد به قبرش بازگشت دوباره مرد، ان ولی الهی بدین مضمون به همراهانش گفت این جوان را امروز و چند ساعت پیش درقبر نهاده اند ومرده، ولی انقدر عذابش سخت بوده که کل موهایش سفیدشده، و فشار و رنج و دردهایش انقدر زیاد شده که چند ساعت برایش بصورت طولانی و صدها سال بوده. لذا به حسب افراد مختلف متفاوت است ______________________________ یا علی: سلام ممنون از پاسخگویی تون با وجود مشغله ای که دارید. فقط این سؤال همچنان هست که روح انسان مؤمن میتواند مدت مدیدی (صد سال یا سیصد سال)منفعل باشد ؟! حالا چه خواب رخ داده باشد یا مرگ رخ داده باشد. با اینکه حقیقت انسان روح اوست ___________________________ نورنما: سلام علیکم بله .در روایات مربوط برزخ که برخی هم به محضرتان عرض شد این انفعال قابل مشاهده است. روایات سخن زدن امام علی علیه السلام بامردگان، روایات روح مردم در وادی السلام و... اینها همه دلیل برهمین انفعالست. البته حقیقت روح ومراتبش را هم خدمتتان عرض کردم،درانجا عرض شدکه روح بااینکه مجرداست حقایق سطح پایین هم نسبت به عولم مختلف ار خود بروز میده، مثال شلنک آب ونورو بخاروآب گرم ویخ و... همه دلیل بر انفعالست مثلا محبت یاغضب یا ترس و وهم و احساس گرسنگی و احساس فهم و... همه دلیل بر علم روح است به انفعالات سطوح پایینی اش والا حقیقت مجرد روح همه علم است،همان قدرت است و... اسماء مجرد الهی است که ازاسماء الهی نشأت گرفته است. 🔵حالا ایا این علم انسانی معلوماتش از اول خلقت بوده ومانندعلم الهی کم کم داره ظهور وتجلی میکنه یا نه علم ظرفی توخالی داشت که معلوماتش نزدیک به صفربود و روز به روز بیشتر وبیشتر میشودوتو پر میشودکه بحث تخصصی واختلافیست ___________________________ H.a.M: سلام علیکم در مورد صلوات خاصه حضرت فاطمه زهرا س سوال بود ک چرا اسم حضرت قبل از رسول گرامی اسلام و حضرت علی ع آمده فرمودید ک کلهم نور واحد حال ب روایتی برخورد کرده ام در کتاب عوالم العلوم جلد ۱۱ ص ۴۴ چنین آمده ک : یا محمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما ب نظر میرسد اگر حضرت زهرا سلام الله علیه نبودند هستی هم نبود و آن صلوات خاصه ک نام نامی بی بی را قبل از رسول الله و حضرت امیر آورده بر حسب اتفاق نبوده ! نظر شما چیست؟ ______________________________ نورنما: سلام علیکم این روایت را هم در همان پاسخ فی البداهه عرض کرده ام و توضیح داده ام ، که هدف خلقت ،خلقت هر 14 معصوم باهم بود که اگر یکی نبود سایرین خلق نمیشدندواگر خلق میشدند هدف خلقت برآورده نمیشد، چراکه هریک از 14 معصوم تجلی وظهور اسم خاصی از اسماء الهی را به شدت ونهایت دروجودشان نمایش داده اند. به همان پاسخ مراجعه فرمایید.👇 ______________________________ نورنما: استاد نور نمای عزیز سلام علیکم ، توفیقات مستدام انشاءالله استاد در صلوات خاصه حضرت زهرا س که میفرماید اللهم صلی علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها چرا اسم حضرت زهرا س بر رسول مکرم اسلام مقدم گردیده است از طرفی اسم کوثر ب نظر میرسد از تکثیر میباشد و نشانگر این است ک جهان و مخلوقات از نور حضرت زهرا س خلق گردیده اند لطفا تاریکی ذهن بنده را منور نمائید . _____________________________ نورنما: سلام علیکم . ممنونم در روایتی که چنین صلواتی در ان امده ، قبل بیان این صلوات ، سخن وصحبت امام معصوم درباره شأن ومنزلت حضرت زهرا سلام الله علیها بوده ،لذا به نظر میرسدبخاطر زیبایی کلام وفصاحت وبلاغت کلام بهتر بود حضرت سخن را در صلوات از نام ایشان آغاز نماید و طبعا منظور حضرت در این روایت واین صلوات تقدم مقام ایشان بر پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وحضرت علی علیه السلام نیست ، چرا که در این صلوات اسماء معصومین توسط ( واو عطف که در ادبیات عرب دلالت بر معیت وهمراهی صرف میکندونه تقدم وتاخر ) به همدیگر عطف شده وپشت سرهم امده،یعنی واو معیت وقتی استفاده میشود،تقدم وتاخر موارد لحاظ نمیشود . واگر حضرت قصد داشت تقدم و تاخر شانیتی را در روایت ذکر نماید ،خب از ادات عطفی همچون (ثم و... ) باید استفاده میفرمود،و انوقت اینطور میشد که اللهم صل علی فاطمه ثم ابیها ثم بعلها ثم بنیها ثم سرالمستودع فیهاو..... یعنی خدایا صلوات بفرست بر حضرت فاطمه سپس پدرشان سپس همسرشان و..... فلذا این صلوات چنین مفهومی از تقدم وتاخیر شانی ومقامی و رتبه ای معصومین را نمیرساند و دلیلی هم برآن نداریم . ضمنا ائمه معصومین علیهم السلام همه باهم علت خلقت جهان بودند،یعنی اگر حضرت زهرا سلام الله علیها نبود کل خلقت از پیامبروامامان علیهم السلام خلق نمیشدند، واگر وجود امام علی علیه السلام نبود ،وجود همه مخلوقات از حضرت فاطمه وپیامبر و.... خلق نمیشدند واگر وجود پیامبر اکرم صل الله علیه وآله نبود،امام علی وحضرت فاطمه و.... خلق نمیشدند، این معنی صحیح لولا فاطمه لما خلقتکما هست . یااحمد لولاک لماخلقت الافلاک ولولاعلی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما . _________________________________
  3. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    H.a.M: سلام در میان موجودات فقط انسان و جن هستند ک دارای قوای عقلیه هستند ک این قوا در صورت ملک شدن بر جسم و روح انسان را ب وادی کمال الی الله سوق میدهند حال اگر ب جای قوه عقلیه سایر قوا قدرت یابند و قوه عقلیه ضعیف شود افعال انسان مانند خلایق مادون خود خواهد شد مثلا اگر قوای شهوانیه غالب شود همچون چهارپایان و اگر قوای غضبیه غالب شود همچون درندگان و اگر قوای وهمیه غالب شود انسان اسیر شیاطین خواهد شد اینجاست ک خداوند خطاب ب کسانی ک ب جای قوای عقلیه و سیر کمال و مسیر حقیقت اسیر سایر قوا میشوند و از صراط المستقیم فاصله میگیرند میفرماید اولئک کالانعام بل هم اضل چون حیوانات بر اساس همان ظرفیت وجودیشان رفتار میکنند و انتظاری جز همان رفتار از آنها نیست اما انسان ک اشرف مخلوقات است وقتی همچون بهاییم و درندگان و شیاطین رفتار میکند در واقع سقوط کرده و مصداق کلمه بل هم اضل است . _____________________________ نورنما: سلام علیکم این مطلب و تقسیم بندی شما ،همان تقسیم بندی کتاب معراج السعادت هست که این تقسیم بندی ایراداتی دارد،وشأن انسان را بطور کامل لحاظ نکرده که انسان جمیع اسماء الهی را که شأنیتش رادارد،داراست . واستعدادهای انسانی را تنزل داده ومحدودکرده به استعدادهای وچندگانه، تقسیم بندی که عرض شد در مورد اسماء جمال وجلال الهی موجوددر انسان کاملتر و جامعتراست . انسان درحقیقت دارای قوای اسماء متعدد الهی است واستعداد تجلی و ظهور ان اسما را دارد.از اسم جمال،مثل محبت و رحمت و کرم وبخشش و علم و.... یااسما جلال مثل قدرت و عزت و مکر و.... که باید این قوا را به حد عدالت برساند واگر توانست احسان را هم باان بروز دهد.ونه اینکه قوا را منحصر درشهوت وغضب ووهم وعقل وعامله بکنیم وبگیم اینها باید به اعتدال ونه عدل وعدالت برسند !!! اولا اعتدال در همه چیزرا عرض کردیم که قبول نداریم ومبنای اخلاق یونانست ونه اسلام ،اسلام تنهادر مواردی که درتشخیص حدوسط ارجاع به عرف میدهد،اعتدال دران موارد را قبول داردونه همه چیز ثانیا محور ما عدل واحسانست . سوای اینکه تقسیم باید جامع ومانع باشدولی این تقسیم معراج السعادت جامع نیست .شامل همه خصوصیات وقوای انسانی نیست وقوای بالاترازفرشتگان ومختص به انسانها را دارانیست. سوای اینکه اصلامبنای تقسیم که اعتدالست راقبول نداریم 🔴ضمنا کلا جوهره قوای انسانی قابل قیاس با جوهره اصلی قوای حیوانی ازچهارپایان ودرندگان نیست و ازجوهره و ازبیخ باهم متفاوتندوقابل قیاس نیستند، چراکه در حقیقت انسان و جوهره انسان و قوایش عقل بالقوه ضمیمه به همه قوا شده است برخلاف جوهره وجنس قوای حیوانات وگیاهان و... که از جوهره و عمق جنسشان این خصوصیت وجودندارد تا ما قوای انسانی ازشهوت وغضب ووهم را باقوای حیوانی یکی بدانیم ،انگار اراده انسان را با اراده ربات یکی بدانیم! خب نمیشود چون جوهره وجنسشانوکلا از بیخ متفاوت هست.ونمیشوددر تمام موارد قانون شهوتهای حیوانی را به شهوتهای انسانی متصل به قوه عقل سرایت بدهیم وهمینطورست قوانین غضب ووهم. این قیاس اشتباهست . واین تسری قانون حیوانات به انسان نیز بدون لحاظ جوهره آن اشتباهست وراه بدون خطایی نیست. بهترآنست که باهمان اسماءالهی جلو بریم وبا عدل واحسان تعاریف را بررسی وقانونگذاری های خداوندمتعال را بیابیم 🔴البته این موارد هم درپاسخ خوبتان جای نقدوایراددارد. مثال قوه واهمه : فرمودید اسیر شیاطین میشود،خیر این قوه ربطی به شیاطین ندارد بلکه خودفرد شیطان صفت میشود بهتراست گفته شود گرفتار مکر و حیله و خیانت و تلبیس و فتنه و خیالات خود خواهدشد. 🔴یک پارادوکس هم در این پیامتان هست: آنهم اینکه حالا باانجام کارهای حیوانی و... آیا مثل حیوانات وچهارپایان ودرندگان میشه یانه ، پست تر از آنها؟ یا نه هردو؟ ! اینم اشکالی هست که باید پاسخ داده شود! درکل ممنونم از جوابتان به ایشان درگروه ________________________________ H.a.M: در آیه ۷۰ سوره اسراء میفرماید و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا چرا فرموده اند تفضیل دادیم بر بسباری از مخلوقات چرا نفرموده اند تفضیل دادیم بر تمام مخلوقات؟ آیا مخلوقات با عظمت تر و گران مایه تر از آدم نیز خلق شده اند؟؟؟ ___________________________ نورنما: سلام در این معنای دیگر کثیر را در نظر میگیریم که به معنای (جمیع) می باشد. چرا معنای اولی کثیرکه شمافرمودید رانمیشود در نظر گرفت؟ چون با این معنا با چندین ایه دیگر قرانی متضاشده وتعارض پیش میایید،مثلا با ایه فضیلت انسان برفرشتگان با تعلیم اسماء وسجده همه مخلوقات بر انسان و..... ولذا مفسرین اینجا معنای کثیر را جمیع دانسته اندتاچنین مشکل وتعارضی رفع بشود. رجوع نماییدبه تفسیر المیزان : http://quran.anhar.ir/tafsirfull-13806.htm ______________________________ تسبیح: سلام علیکم ورحمت الهی براستاد گرامی خیر الامور اوسطها .....که پرهیز از افراط وتفریط است ....وموافق با رویه معراج السعاده را چگونه بیان میفرمایید!؟ ______________________________ نورنما: سلام عدل واحسان وسط همه امور است اوسط الامور عدل واحسانست ونه اعتدال ،مگراموری که خدای تعالی جهت شناخت مقدار وسط خود ارجاع به عرف داده باشد و افراط یعنی زیاده روی در اعطای حق هرچیز بطوری که درحق دیگری ظلمی بدین سبب حاصل آید. وتفریط یعنی عدم اعطای حق هر چیزبه مقدار کافی ووافی. اوسط الامور یعنی این عدل و احسان که حق هر چیزی را به قدر استحقاقش بدهی و احسان نیز حق هرچیزی را بیشتراز آن حقش بدهی بطوری که در حق سایرین اجحاف نشود. _______________________________ H.a.M: سلام و رحمه الله خدا قوت ممنونم از وقتی ک گذاشتید . آیا منظور از قوای عقلیه همان جنود عقل نیست ؟؟؟ اگر قوای عقلیه همان جنود عقل است ک در مقابل جنود جهل قرار دارد آیا راه تعالی جز از شکوفایی این قوا میباشد؟ آیا عدل و عدالت طلبی و احسان خود از جنود عقل نیستند ک لازمه شکوفایی در انسان هستند ؟ چرا ک انسان تا کریم و رحیم نباشد نمیتواند احسان کند و تا عدالت طلب نباشد حق گو و حق طلب نمیشود فرمایشتان صحیح است ک قوای شهوانی و غضبی حیوانات با انسان یکی نیست اما آیا میتوان گفت جنسشان تقریبا یکی است و شاید تنها تفاوتشان اراده انسان است ک بر آنها احاطه دارد مثلا حیوان گرسنه نمیتواند مانع غذا خوردنش شود اما انسان گرسنه حتی غذا در دسترسش هم باشد با اراده از خوردن امتناع میکند ___________________________ نورنما: سلام نه در اصطلاح معراج السعاده ان قوای عقلیه غیر از جنود عقل هستند والا شهوت متعادل قلب و زبان و چشم و دل وشهوت متعادل شکم وزیر شکم راکه از جنود عقل هستند در عرض قوای عقلیه و جدای از قوای عقلیه ذکر نمیفرمود. ودوم اینکه نه ،جنود عقل غیر از قوه عاقله هست ،چون جنود عقل دقت نمایید به برخی اعمال و... هم اطلاق میشود،همچون نماز و جهاد و.... به اینها نمیشه قوه گفت.بلکه نوعی عملند. چراکه قوه ،قدرتی قبل از عمل هست. برای تنویر اذهان بزرگواران جنودعقل وجهل راخدمتتان ارسال میکنم: 2- بله عدل از جنودعقل هست _____________________________ نورنما: لشكر عقل كه خير وزير آن است، عبارت از صفات پسنديده است و لشكر جهل كه شرّ و زير آن است عبارت از صفات ناپسند است. 3 لشكر عقل ايمان اميدوار بودن بخدا راضى بودن بقضاء طمع بلطف خدا رأفت و مهربانى تصديق عدالت شكر نعمت توكل رحمت علم و دانش عفت داشتن نرمى و مدارا تواضع و فروتنى حلم و دانائى سر فرود آوردن عفو و بخشش يقين بخشيدن گناه تفكر مهر ورزيدن همراهى كردن وفادار بودن فروتنى محبت حق اخلاص لشكر جهل كه ضد عقل است كفر نوميد بودن از خدا ناراضى بودن بقضاء مأيوس بودن از لطف خدا قساوت و نامهربانى انكار جور و ستم كفر نعمت حريص بودن غضب جهل و نادانى پرده‌درى بداخلاقى تكبر و خودپسندى سفاهت و نادانى تكبر نمودن كينه و دشمنى شك انتقام گرفتن سهو بى‌علاقه بودن مضايقه كردن بى‌وفائى كردن گردنكشى بغض و دشمنى باطل ريا و خودنمائى 4لشكر عقل فهم و دراكه بى‌ميل بودن بدنيا ترس از خدا آرامش سكوت و خاموشى تسليم بودن مهرانگيز بودن صبر بى‌نيازى حفظ قناعت دوستى كردن فرمانبردارى سلامت بودن صداقت و راستى امانت شهامت فهم و دراكه مدارا و رازپوشى پرده‌پوش بودن روزه گرفتن عهد و پيمان نيكوئى بوالدين عمل كردن معروف پرهيزكارى خدمت بجامعه حياء احمق بودن مايل بودن بدنيا جرئت در معصيت شتاب و عجله پرحرفى و ياوه‌گويى سركش بودن سنگدل بودن بى‌تابى كردن نيازمندى فراموشى حرص دشمنى نمودن نافرمانى كردن مريضى كذب و دروغگوئى خيانت كند و خرف نافهم و خرف بى‌باكى و پرده‌درى پرده درى كردن روزه خوردن عهدشكنى عاق والدين انجام دادن منكر بى‌پروائى ظلم در حق جامعه بى‌حيائى 5 آسايش و استراحت بركت توبه از گناه محافظت در امور نشاط الفت معرفت حفظ عيب نماز جهاد حرف نگاه داشتن حقيقت و خلوص پارسا و گمنام بودن انصاف پاكيزه بودن ميانه روى سهولت سعادت استغفار دعاء كردن خوشدلى سخاوت ناراحتى و اضطراب كمى و كاستى اصرار در گناه سهل انگارى تنبلى تفرقه و جدائى انكار مكارى و خدعه ترك نماز تنبلى و سستى سخن‌چينى ريا و خودنمائى خودنمائى و جلوه بى‌انصافى پليد بودن تجاوز صعوبت و سختى شقاوت غافل بودن دعاء نكردن غم و اندوه بخل 1 6 كلّيۀ اين خصلتهائى كه لشكر عقل هستند (در وجود كسى) جمع نمى‌شوند مگر پيغمبر يا وصيّ او يا مؤمنى كه خدا قلب او را بوسيلۀ ايمان امتحان كرده باشد. منبع: http://www.imamalinet.net/fa/Book/View/45375/136670/بيان-جنود-عقل-و-جهل-در-روايت-امام-صادق-ع- _______________________________
  4. نورنما: 🔴برای معادجسمانی خاکی و جمع شدن گوشت واستخوانهای افراد در روزقیامت جریان عزیر پیامبر علیه السلام هم دلیل واضحی است چرا که او مرد و بعد از 100 سال زنده شد و جهت نحوه بازگشت جسم خاکی درقیامت وزنده شدن آن که موردسوال عزیر بود،خدای تعالی جسم مرده و استخوانها وگوشت و پوسیده و پخش وپلا شده ی الاغش را که درکنارش مرده بود را ناگهان جمع کرد و الاغش را مثل سابق زنده کرد ! مثل سابق یعنی همان جسم خاکی اورا بازگرداندونه جسم مثالی وبرزخی اش !وبا الاغش به سمت خانواده ی خود به راه افتاد ___________________________
  5. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    امیرعلی: منظورم چرا خدا انسان با این ویژگی آفرید از یک طرف می تواند از فرشتگان بالاتر رود و از طرفی دیگر همین انسان به پایین تر از حیوانات می تواند رود؟! ____________________________ نورنما: فرضا شما دائما ربات انسانی میسازید دوست ندارید دائما ربات جدیدی بسازید ودوست ندارید هربار رباتتان بهتر وجالبتر از قبل باشد؟ چرا هر بار ربات جالبتر وبهتر باقابلیتهای بالاتر وکاملتر وزیباتر وقویتر میسازید؟ خدای تعالی هم (کل یوم هو فی شان) هست و دائما در حال خلق جدید هست لذا خلقتهای جدیدش طبعا جالبتر وبهتر خواهدبود . ____________________________ امیرعلی: بله دوست خواهم داشت از تمام اطلاعاتم برای ساختن بهترین و کاملترین ربات استفاده کنم. یعنی خداوند با خلقت انسان کاملترین موجودات را آفرید که دارای اختیار باشند. که همان انسان است. یعنی خداوند بهترین مخلوقاتی که خلق کرده انسان است. خیلی جالبه. میشه درباره: کل یوم هو فی شان؛ یخورده بیشتر توضیح دهید؟ ____________________________ نورنما: سلام رباتی که قابلیت واختیار کردن خوب وبد را باهم داشته باشد تکنولوژی وفن اوری اش پیشرفته تر است یا رباتی که قفل شده تنها روی انجام خوبیها ولی اراده بدی را ندارد ونمیتواندبدی رااختیار کند؟ _____________________________ نورنما: کل یوم هو فی شأن یعنی هر آن وهر لحظه اسم واسماء جدیدی از طرف خداوند متعال برای ما ظاهر میشود وتجلی جدیدی دارد و هرلحظه خلقت جدیدی نسبت به قبل دارد _____________________________ امیرعلی: یعنی می تونیم بگیم حتی انسانی که خدا آفرید و میشه از حیوان پست تر باشه؛ سوال برام هست این انسان که میشه از حیوانات پست تر باشه چرا جز کاملترین مخلوقات خداوند هستند؟ ____________________________ نورنما: خلاصه: اختیار اگر فقط در سمت انجام واراده خوبیها باشد ناقصتر از اراده وانجام هم خوبی وهم بدیها باهم است خدای تعالی موجودکاملتر را خلق نموده .چراکه این مدل موجوددارای اختیارکاملتراست _____________________________ کو هنورد: باسلام بله استاد من هم برداشتم این بود بدن آخرتی متناسب با عالم آخرت هست نه بدن مثالی ____________________________ نورنما: سلام علیکم اگر برداشتتان هم این باشدکه بدن خاکی متناسب با اخرت این درست است ومتناسب با معنای ظاهری متداول با اصطلاح عرف مردم و کتب اعتقادی وایات وروایات متعدد است ولی ان برگه از کتابی که فرستادید خیر چنین مطلبی را نمیگوید ومنکر معنای ظاهری وعرفی کلمه جسم است . موفق باشید. ______________________________ امیرعلی: یا شاید می تونیم بگیم هدف خدا همون اینه که انسان از فرشته ها بالاتر بره ؛ مثل مثال که من اگر ربات ساز باشم بهترین ربات می سازم ولی هدفم این نیست خراب بشود ولی امکان خراب شدن وجود دارد؛ می تونیم بگیم فطرت اصیل انسان هدف آفرینش هست و اگر این فطرت دستکاری بشود و یا غباری رویش بیاید از هدفش دور و دورتر می رود تا جایی که پست تر از حیوانات؟ _______________________________ نورنما: هدف افرینش عبد بودن و رساندن پروردگار متعال به اراده خیر اش است . برای رسیدن به این هدف افرینش ،باید تابع فطرت توحیدی که درصدد پرستش وعبودیت الله واحدمتعال هست، بود .این عبارت وجملات صحیح است. _______________________________ امیرعلی: مسلما رباتی که بتواند کار خوب و بد انجام دهد پیشرفته تر و با ارزش تر است. ________________________________ نورنما: بله اگر خودش خودبخود هم بتواند بالاخره یک یاچند کار خوب راانتخاب کند چندکار بد را بیخیال شود قطعا چنین حالتی برای سازنده ربات خوشآیندتراست ________________________________ امیرعلی: یعنی خدا هر لحظه خداست بعبارتی می توان گفت؟ _______________________________ نورنما: ؟متوجه عبارتتان نشدم _______________________________ امیرعلی: یعنی خدا اگر در زمان قدیم این همه خلقت انجام داده ؛ در واقع هر لحظه قدرت دارد. _______________________________ نورنما: زمان در خدا و ذات الهی نیست ومطرح نیست الله متعال همواره قادر بوده وقادرهست وقادر خواهدبود و قدرتش اینطور نیست که یک زمان باشه ویک زمان کم وزیادبشه یکبار اظهار قدرت فرموده ،وگفته است ،وفرموده :(کن : یعنی باش) همه سیستم عالم یکجا خلق شده وباهمان قدرت اولیه ادامه وجود میدهد و ان ندای (کن) وامر الهی به خلقت الهی بوده وهنوزم در عالم بالاهست و منقطع نشده وباهمان اراده خلقت برپاست و دائم قدرت الهی درجهان مشاهده وتجلی میشود.چراکه ان امر الهی درشأن و عالم فراتر از زمان ومکان بوده وباعث خلقت زمان ومکان بوده وهست . ودرقدرت الهی واظهار قدرت ذاتی اش زمان قدیم وجدید نداره! چون ما محدودیم چیزی بنام محدودیت در زمان برایمان پیش آمده و زمان قدیم وجدید داریم و پیش امدها برایمان زماندار هست ________________________________ امیرعلی: قدرتش نامحدوده؛ در همه چیز ________________________________ نورنما: بله ________________________________ امیرعلی: من در مورد هدف خلقت مساله ندارم؛ در مورد اینکه انسانی که از انسانیت خارج می شود و پست تر از حیوان می شود؟ چرا؟ این ضد هدف خلقت است. _______________________________ نورنما: سوالتان معنی ندارد. اگر به قول شما ضد هدف نباشد، دیگه هدف معنا ندارد! مثلادر مثال دونده ی دومیدانی ، حتما باید محل وجاهایی باشد که جزو نقطه و محل پیروزی نباشدکه دونده از ان نقاط فاصله بگیرد وفقط خودش را به ان روبان قرمز خط پایان مسابقه برساند ، اگه همه جاها را روبان قرمز ببندیم که دیگر مسابقه و حرکت و دویدن به خط پایان معنی ندارد چراکه همانجا هم که بایستی در داخل خط پایانی ! یا مثلا حتما در میدان مسابقه وبازی فوتبال ، بخشهایی از میدان باید خالی از تیرک دروازه یاهمان ضدهدف باشد تا بازی فوتبال معنی داشته باشد،اگه کل میدان وحتی انجایی که فرد ایستاده را هم تیرک دروزاه بگذارند واصلا فردبا توپش داخل ودرون دروازه باشد، دیگه بازی و مسابقه معنی ندارد . لذا ضد هدف باید باشد که هدف ورسیدن به هدف از ضدهدفها معنی داشته باشد _______________________________
  6. جدیدا
  7. h.a.m

    مبانی شیمی (با دیدتوحیدی)

    سلام تقریبا در تمامی کتب پایه به این مباحث پرداخته شده و باهم مشترک هستند با توکل ب خداوند سبحان شروع نمایید .
  8. Reza B: خب خدا خواست كه بهلول اين چنين كاري كند و بهلول هم انجام داد. حالا اينكه به طور مستقيم بهلول فهميده كه اين كارو انجام بده يا نه يك بحث ديگري است. خدا خواست، اين اتفاق افتاد و اكنون ما اين حكايت رو ذكر ميكنيم. ____________________________ نورنما: خب اینجوری که شما میگید ،معاذالله خدا رو ظالم در نظر میگیرید. (بحث حسن وقبح عقلی : ) اگر عدل و ظلم رو عقل به تنهایی میتواند تشخیص بدهد و لازم نیست در خوبی عدل و بدی ظلم به منبع دیگری رجوع شود، خب پس شما با عقلتان دارید میگید معاذالله عقلم تشخیص میدهد خدا ظلم میکند ، مثالش اینه که مثلا مادری چاقو دست فرزندش میدهد، بعدش با دستش دستی که چاقو دست فرزنده رو محکم میگیره و معاذالله با چاقو کسی رو میکشه! بعدش که اون مرد شروع میکنه این بچه را تنبیه کردن و زدنش ! بااینکه اراده بچه در دستان مادر بود و مادر درحقیقت بچه راکشت!!! ولی بعدش بچه را میزند و بچه راتنبیه واذیتش میکند، خب عقل هر عاقلی چنین تنبیهی را ظالمانه میداند . وعقل حکم میکند اگر کسی به زور و اجبار وجبر کاری را انجام داد را بیایی و تنبیه اش کنی و اونو عذابش بدی و به جهنم بیاندازی ظلم کردی ! درمورد انسانها هم همینست اگر به جبر و اجبار وصرفا اراده الهی مردم گناه میکنند واراده خودشان کاره ای نیست ، خب دراینصورت ظلم است که انها که مجبورند را خدای تعالی عذابشان کند و به جهنم ابدی دچارشان سازد!! وخدای تعالی چون قاهر علی الاطلاقه وچون در قدرتش وعلمش ضعغی نیست وبینیاز است ، لذا نیازی نداردظلم کند وعلتی هم برای ظلم کردنش نیست . سوای انکه اگر جبر صرف بود خب لغو وبیهوده بود که خدای تعالی حکیم این قدر حدود 124000 پیامبر ونبی برای هدایت مردم ارسال کند ، چون طبق جبر همه مجبور بودند گناه کنند وکسی راکه اختیاری نداره را هم معنی ندارد هدایتش کنی وبرای هدایتش ادم بفرستی مثلا برای هدایت یک ربات ناشنوا که داره طبق برنامه اجباری خودش کارمیکنه ،یکنفر بفرستی هدایتش کندبه کارهای خوب!!! واین از یک فرد عاقل معمولی سر نمیزنه چه برسد خداوند حکیم و دانا . کمی خوب مسئله را درذهن تصور کنید،جوابش فطرتا واضحه! ___________________________ Reza B: اگر ميشه در مورد اين موضوع توضيح بفرماييد. يا اگر بحث مفصلي است كتابي معرفي كنيد بيشتر مطالعه كنيم. ____________________________ نورنما: بله اگر مطالعه عربی تان خوب باشد کتاب بدایت المعارف آیت الله خرازی که کتب حوزوی هم هست خیلی عالی مسئله رو باز کرده و به ان پرداخته وگرنه ،ترجمه فارسیش هم هست . البته هرجا به مشکل برخوردید میتوانید در ان استادی از اساتید حوزه هم برای رفع اشکال سوال بپرسید چراکه مطلب واقعا سنگین است ______________________________ نورنما: 🔴لطفا این شبهات جبر و اختیار رو اگر باز هم برای برخی حل نشد، نگه دارید تا به محلش برسیم بعدش مطرح نمایید ،هنوز خیلی مانده تا پرداختن به شبهات جبر واختیار ، ومقدمات بحثش هنوز عرض نشده . سوای اینکه الان واقعا سرگرم کاریم وشدیدا درگیرم ، لذا الان فرصت جهت بازکردن وتوضیح زیاد مطلب نیست و نمیخواهم شبهه ای درگروه ارسال بشود که بی پاسخ بماند،یا پاسخ درخوری بهش داده نشود دوسه روز فعلا مطالب بسیار سطحی و راحت را جلو برویم تا کار سنگینی که مشغولش هستم به اتمام برسدوبعدا ان شاءالله در خدمتتان باشم . یاعلی مدد ___________________________ یا علی: خیلی ممنون از توصیحاتتون . همانطور که مشاهده میکنید دوستان دیگر هم این مسئله براشون حل ناشده است. واین از نوادر مسائلی است که شیعیان اثنی عشری خوب برایشان باز نشده گرچه از تفاوتهای آنان با دیگران مذاهب هست لذا باید تدبیری اندیشید این مسئله با روشی غیر روش پیچیده متعارف کتب عقلی حل شود. ___________________________ نورنما: خواهش میکنم بله ببینیدحل مسائل اعتقادی بر دو گونه هست مسائل اولیه اعتقادی از اثبات وجود خدای تعالی واثبات اسماء وخصوصیات آنها تا رسیدن به اعتقاد به صداقت پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وعدم تحریف قرآن کریم و اوصیای پیامبر اکرم صل الله علیه وآله و صداقت انها این اعتقادات را میشودوبهتراست عقلی حل کرد ولی سایر اعتقادات رو بعداز اعتقاد به صدق وعصمت نبی اکرم واوصیاءایشان علیهم السلام از گناه ودروغ وخطا ، بصورت تعبدی که پایه واساس درستی این تعبد را عقل کشف کرده را نیز به راحتی توسط روایات اهل بیت علیهم السلام میشود حل کرد و مشکلی از بابت انها نداریم . جبر واختیار نیز همانگونه هست . اگر کسی به صدق اهل بیت علیهم السلام وعصمتش قائل شد، روایاتی که در مورد بطلان جبر خالی یا بطلان تفویض خالی از اهل بیتی که معصوم از گناه ودروغ بودند، او را میتواند به اطمینان برساند و نیازی به طی راه سخت عقلی اثبات امربین الامرین و رد جبر و رد عقلی تفویض نیست .برای همه نیز این ممکن ومیسور نیست و اصلا اگر کسی با سخن اهل بیت علیهم السلام بتواند مسئله جبرواختیار را حل کند،اگر قصد تخصص در علم عقایدوکلام نداشته باشد، غور وتحقیق وتفحص عقلی در این موضوع نه تنها برایش لازم نیست بلکه اتلاف عمر شریفش نیز میباشد. چون فایده عملی انچنانی هم ندارد چرا که این مسئله اشکالی به اعتقادات اساسی ما از اثبات وجود خدا و اسماءالهی و عصمت پیامبر وامامان و... وارد نمیکند و با اعتقاد تعبدی وغیر عقلی هم میشود به اطمینان و یقین در اینخصوص رسید. چراکه بادلایل قوی عقلی، عقل میگوید پیامبروامام معصومست ودروغ نمی گویدو هرچه گوید درست وصحیحست وقابل اعتماد ویقین پیامبروامام هم میفرمایند: جبر خالی صحیح نیست تفویض همه امور هم صحیح نیست وامری مابین این دو هست . لذا نتیجه میگیریم که عقل میگوید : اعتقاد به امربین الامرین قابل اعتماد وصحیحست نه جبر ونه تفویض. ___________________________ امیرعلی: بنده هم با این مساله جبر و اختیار بعضی وقتها در ذهنم هست؛ فقط تا آنجا که بنده اطلاع دارم اینه که اراده خداوند در طولِ اراده ماست و بالاتر از اراده ماست و شاید بتونیم بگیم اختیار خداوند در اعمال ما بیشتر از اختیار ما بر اعمالمان است. __________________________ نورنما: اراده الهی در طول اراده ماست ولی نه اینچنین نیست چرا که بااین حرف شما این میشود که اگر الان شما چیزی را اراده کنید مثلا اراده کنید الان در گروه پیامک بفرستید یا نفرستید ولی خداوند متعال است که به شما در ارسال ویا عدم ارسالتان زور وفشار وارد خواهد کرد و اختیار پیامک فرستادتان بیشتر ازاینکه دست خودتان باشد دردست خداست ! درحالی که بالوجدان چنین چیزی را حس نمیکنیم وهمیشه انجام هر دوحالت برایمان یکسان بوده و فشاری بر انجام یا عدم انجام یک قسم از عمل نمیبینیم و کلا راحت راحتیم . مثالش همان مثال چاقوی مادر در دست کودک است که بیشتر اراده اش دست مادر بودتا کودک ... ______________________________ نورنما: سلام درموردنحوه خلقت مخلوقات دقیقترین عبارت اینست : خداوندمتعال: خلق الاشیاء لامن شیء خداوند متعال اشیاء را خلق کرد نه از شیء وچیزی. واین فرق میکند با اینکه کسی بگوید خداوند از هیچ چی و عدم خلق کرده باشد __________________________ نورنما: 🔴* نکته مهم: سخنان افراد غیرمعصوم به کنار، حتی اگر روایاتی برخلاف مطالب قرآن کریم باشد طبق توصیه و امر خود معصومین علیهم السلام حتما باید آنرا به کناری بگذاریم : 🔵 روایاتی دراینخصوص : از امام صادق (علیه‌السّلام) از قول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چنین آمده است: «برای هر امر حقّی حقیقتی است و برای هر امر درستی نوری است. پس آنچه را موافق قرآن است، اخذ کنید و آنچه را مخالف قرآن است، ترک کنید.» [۴] در صحیحه ابن ابی یعفور آمده است که وی در مجلس امام صادق (علیه‌السّلام) حاضر بود و از آن حضرت راه چاره‌ای در مورد اختلاف احادیث پرسید؛ احادیثی که برخی راویان آن‌ها مورد وثوق و برخی قابل اعتماد نیستند. حضرت فرمودند: «چون حدیثی به شما رسید و از قرآن یا گفتار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گواهی بر آن یافتید، درست است وگرنه به درد آورنده‌اش می‌خورد.» [۵] [۶] در صحیحه ایّوب بن حر نیز آمده است که شنیدم از امام صادق (علیه‌السّلام) که فرمود: «هر چیزی باید به قرآن و سنّت ارجاع داده شود و هر حدیثی که موافق با قرآن نباشد، دروغی خوش نماست.» [۷] دانشمند والامقام شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر ارزشمند خود (به صورت مرسل) از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است که فرمود: «هنگامی که حدیثی از من برای شما آمد، آن را بر کتاب خدا و حجت عقلی‌تان عرضه کنید. پس اگر موافق آن دو بود، بپذیرید، وگرنه آن را به دیوار بزنید.» [۸] منبع: http://wikifeqh.ir/عرضه_احادیث_بر_قرآن _____________________________ نورنما: اقوال بر مساله ي معاد 1.معاد جسماني فقط 2.معاد روحاني فقط 3.معاد روحاني و جسماني هردو قول اول عقيده مليين غيراسلام و عوام است الا ما شذ و ندر كه عوام ،خلق آن عالم را فقط دار لذات جسماني از اكل و شرب و نكاح و ساير لذات بدني دانند. قول دوم قول حكماي غيراسلام و قبل از اسلام است كه آن جهان را دار لذات عقلي و نشاه ي كمال و سعادت و ابتهاج و نشاط روحاني دانند و روح را در عالم تجرد برتر از تعلق به اجسام و توجه به لذات جسماني شناسند. قول سوم قول حكماي اسلام و علماي رباني و همه محققين از متكلمين و محدثين و فقهاي ما است . و ميتوان گفت قول به معادين جسماني و روحاني عقيده اسلام و همه مسلمين است. الا ماشذ و ندر كه جسماني فقط دانند و عقيده نگارنده نيز هردو معاد است و ادله ي ما ناظر بر اين عقيده است.يعني در آن جهان آخرت و بهشت ابدهم لذات جسماني است از طعام و شراب و نكاح و مناظر زيبا و صور حسنا و ابتهاجات و نشاط بي حد و هرگونه لذت كه در اين جهان است در آنجا به طور اتم و اكمل و اشد و اقوي از اينجا خواهدبود، منتهاي امر در اين عالم لذات منقطع فاني و مشوب به آلام است و آنجا لذاتش دائم " اكلها دائم و ظلها" و بون مزاحم و بي ملال و كدورت و خالص و صرف لذات است " فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين" و هم لذت روحاني در بهشت معرفت به لقاي حسن مطلق الهي و شهود آن جمال اعظم نامتناهي و شراب و سكر حيرت در مشاهده ي او كه لذت ملائكه مهيمن و روحانيين است كه فوق هرگونه لذت حسي و خيالي است براي نفوس قدسيه حاصل است و نفوس بر حسب درجات معرفت و اعمال صالح در آن دو بهشت (بهشت لقاي منعم و بهشت نعمت دائم)درجات مختلف دارند ، درجات بعضها فوق بعض منبع : نامه ها و برنامه ها 🔴 ضمنا استاد علامه حسن زاده آملی به این قائل اند بدن ها متناسب با عالم آخرت خواهد بودو این به این معنی نیست که بدن مثالی و غیر خاکی هست!!که مغایر با دهها روایت وآیه قرآنی هست ویکی دوتا هم نیست !!! * بلکه بدن خاکی آخرتی که در قیامت صددرصد از خاک خلق شده ، می تواند خصوصیاتی هم سوای خاکی بودن داشته باشد مثلا مقاومتر یا حساستر باشد ، وجمال وجلالش بیشتر هم بشود تا متناسب با بهشت جهت حس لذت بیشتر برای بهشتیان شود و متناسب با جهنم ،برای جهنمیان که به آتشهای جهنم مقاومتر باشد وکمی زنده بماند و درد وعذاب را بتواند حس کندو سپس کلا بسوزدودوباره ساخته شود وعذاب بکشد و..... خلاصه هرخصوصیتی که منافاتی باخاکی بودنش نداشته باشدمیتواند داشته باشد. _______________________________ نورنما: 🔴تصریح روایت بر باریدن باران و تبدیل گشتن خاک به پوست :پس پوست انسان خاکی است و جسمش مثالی نیست : 5- ج، [الإحتجاج] عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ قَالَ الزِّنْدِيقُ لِلصَّادِقِ ع أَنَّى لِلرُّوحِ بِالْبَعْثِ وَ الْبَدَنُ قَدْ بَلِيَ وَ الْأَعْضَاءُ قَدْ تَفَرَّقَتْ فَعُضْوٌ فِي بَلْدَةٍ تَأْكُلُهَا سِبَاعُهَا وَ عُضْوٌ بِأُخْرَى تَمْزِقُهُ هَوَامُّهَا وَ عُضْوٌ قَدْ صَارَ تُرَاباً بُنِيَ بِهِ مَعَ الطِّينِ حَائِطٌ قَالَ إِنَّ الَّذِي أَنْشَأَهُ مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ وَ صَوَّرَهُ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ كَانَ سَبَقَ إِلَيْهِ قَادِرٌ أَنْ يُعِيدَهُ كَمَا بَدَأَهُ قَالَ أَوْضِحْ لِي ذَلِكَ بحارالانوار، ج7، ص 38 قَالَ إِنَّ الرُّوحَ مُقِيمَةٌ فِي مَكَانِهَا رُوحُ الْمُحْسِنِينَ فِي ضِيَاءٍ وَ فُسْحَةٍ وَ رُوحُ الْمُسِيءِ فِي ضِيقٍ وَ ظُلْمَةٍ وَ الْبَدَنُ يَصِيرُ تُرَاباً مِنْهُ خُلِقَ وَ مَا تَقْذِفُ بِهِ السِّبَاعُ وَ الْهَوَامُّ مِنْ أَجْوَافِهَا فَمَا أَكَلَتْهُ وَ مَزَّقَتْهُ كُلُّ ذَلِكَ فِي التُّرَابِ مَحْفُوظٌ عِنْدَ مَنْ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ عَدَدَ الْأَشْيَاءِ وَ وَزْنَهَا وَ إِنَّ تُرَابَ الرُّوحَانِيِّينَ بِمَنْزِلَةِ الذَّهَبِ فِي التُّرَابِ فَإِذَا كَانَ حِينُ الْبَعْثِ مَطَرَتِ الْأَرْضُ فَتَرْبُو الْأَرْضُ ثُمَّ تَمْخَضُ مَخْضَ السِّقَاءِ فَيَصِيرُ تُرَابُ الْبَشَرِ كَمَصِيرِ الذَّهَبِ مِنَ التُّرَابِ إِذَا غُسِلَ بِالْمَاءِ وَ الزُّبْدِ مِنَ اللَّبَنِ إِذَا مُخِضَ فَيَجْتَمِعُ تُرَابُ كُلِّ قَالَبٍ فَيَنْقُلُ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى إِلَى حَيْثُ الرُّوحُ فَتَعُودُ الصُّوَرُ بِإِذْنِ الْمُصَوِّرِ كَهَيْئَتِهَا وَ تَلِجُ الرُّوحُ فِيهَا فَإِذَا قَدِ اسْتَوَى لَا يُنْكِرُ مِنْ نَفْسِهِ شَيْئاً الْخَبَرَ *فَإِذَا كَانَ حِينُ الْبَعْثِ مَطَرَتِ الْأَرْضُ فَتَرْبُو الْأَرْضُ ثُمَّ تَمْخَضُ مَخْضَ السِّقَاءِ فَيَصِيرُ تُرَابُ الْبَشَرِ كَمَصِيرِ الذَّهَبِ مِنَ التُّرَابِ زمان قیامت وزنده شدن که می شود باران بر زمین میبارد ،... و سپس خاک تبدیل به پوست میشود ______________________________ نورنما: 🔴چهل روز در روز قیامت وزنده شدن مردگان می باردو گوشتها می روید ! خب گوشت رویده از خاک که دیگر بهش جسم مثالی وبرزخی نمیگویند : 8- فس، [تفسير القمي] أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ أَمْطَرَ السَّمَاءَ عَلَى الْأَرْضِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَاجْتَمَعَتِ الْأَوْصَالُ وَ نَبَتَتِ اللُّحُومُ وَ قَالَ أَتَى جَبْرَئِيلُ رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَخَذَهُ فَأَخْرَجَهُ إِلَى الْبَقِيعِ فَانْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرٍ فَصَوَّتَ بِصَاحِبِهِ فَقَالَ قُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ فَخَرَجَ مِنْهُ رَجُلٌ أَبْيَضُ الرَّأْسِ وَ اللِّحْيَةِ يَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ وَجْهِهِ وَ هُوَ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ عُدْ بِإِذْنِ اللَّهِ ثُمَّ انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرٍ آخَرَ فَقَالَ قُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ فَخَرَجَ مِنْهُ رَجُلٌ مُسْوَدُّ الْوَجْهِ وَ هُوَ يَقُولُ يَا حَسْرَتَاهْ يَا ثُبُورَاهْ ثُمَّ قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ عُدْ إِلَى مَا كُنْتَ بِإِذْنِ اللَّهِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَكَذَا يُحْشَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ الْمُؤْمِنُونَ يَقُولُونَ هَذَا الْقَوْلَ وَ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ مَا تَرَى **إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ أَمْطَرَ السَّمَاءَ عَلَى الْأَرْضِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَاجْتَمَعَتِ الْأَوْصَالُ وَ نَبَتَتِ اللُّحُومُ ___________________________ نورنما: 🔴شهید را امر شده با همان لباس خونین خودش دفن کنیدوغسلش نکنید که قرار است شهید روز قیامت با همان خون خودش درمحضر الله متعال حاضر شود 🔴خب اگر معاد جسمانی با همین بدن خاکی نباشدوبصورت معاد برزخی ومثالی باشد دیگر اینکار لغو می باشد و خون ولباس شهید به صورت جسمانی ومثالی معنی ندارد 62- الْهِدَايَةُ، لِلْحُسَيْنِ بْنِ حَمْدَانَ عَنْ عِيسَى بْنِ مَهْدِيٍّ قَالَ خَرَجْتُ أَنَا وَ الْحُسَيْنُ بْنُ غِيَاثٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ مَسْعُودٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ أَحْمَدُ بْنُ حَسَّانَ وَ طَالِبُ بْنُ حَاتِمٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْخَضِيبِ إِلَى سُرَّمَنْرَأَى فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ لِلتَّهْنِئَةِ بِمَوْلِدِ الْمَهْدِيِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَدَخَلْنَا عَلَى سَيِّدِنَا أَبِي مُحَمَّدٍ ع وَ نَحْنُ نَيِّفٌ وَ سَبْعُونَ رَجُلًا فَهَنَّيْنَاهُ وَ بَكَيْنَا فَقَالَ إِنَّ الْبُكَاءَ مِنَ السُّرُورِ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ تَعَالَى مِثْلِ الشُّكْرِ لَهَا فَطِيبُوا أَنْفُساً وَ قَرُّوا أَعْيُناً وَ سَاقَ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ قَالَ ع وَ فِي أَنْفُسِكُمْ مَا لَمْ تَسْأَلُوا عَنْهُ وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِهِ وَ هُوَ التَّكْبِيرُ عَلَى الْمَيِّتِ كَيْفَ يَكُونُ تَكْبِيرُنَا خَمْساً وَ تَكْبِيرُ غَيْرِنَا أَرْبَعاً فَقُلْنَا يَا سَيِّدَنَا هَذَا الَّذِي أَرَدْنَا أَنْ نَسْأَلَكَ عَنْهُ فَقَالَ ع أَوَّلُ مَنْ صُلِّيَ عَلَيْهِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِنَّا حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ قَلِقَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ حَزَنَ وَ قَلَّ صَبْرُهُ عَلَيْهِ فَقَالَ وَ كَانَ قَوْلُهُ حَقّاً لَأَقْتُلَنَّ بِكُلِّ شَعْرَةٍ مِنْ عَمِّي حَمْزَةَ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ مُشْرِكِي قُرَيْشٍ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ وَ إِنَّمَا أَحَبَّ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَجْعَلَ ذَلِكَ سُنَّةً فِي الْمُسْلِمِينَ لِأَنَّهُ لَوْ كَانَ قَتَلَ بِكُلِّ شَعْرَةٍ مِنْ حَمْزَةَ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مَا كَانَ يَكُونُ فِي قَتْلِهِمْ حَرَجٌ بحارالانوار، ج78، ص 396 وَ أَرَادَ دَفْنَهُ وَ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ مُضَرَّجاً بِدِمَائِهِ وَ كَانَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ يُغَسِّلَ مَوْتَى الْمُسْلِمِينَ فَدَفَنَهُ بِثِيَابِهِ فَصَارَ سُنَّةً لِلْمُسْلِمِينَ أَنْ لَا يُغَسَّلَ شَهِيدُهُمْ وَ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ يُكَبِّرَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ تَكْبِيرَةً وَ يَسْتَغْفِرَ لَهُ مَا بَيْنَ كُلِّ تَكْبِيرَتَيْنِ مِنْهَا فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنِّي قَدْ فَضَّلْتُ عَمَّكَ حَمْزَةَ بِسَبْعِينَ تَكْبِيرَةً لِعَظَمَتِهِ عِنْدِي وَ كَرَامَتِهِ عَلَيَّ وَ كَبِّرْ خَمْساً عَلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ فَإِنِّي أَفْرِضُ عَلَى أُمَّتِكَ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ أُزَوِّدُهُ ثَوَابَهَا وَ أُثْبِتُ لَهُ أَجْرَهَا فَقَامَ رَجُلٌ مِنَّا فَقَالَ يَا سَيِّدَنَا فَمَنْ صَلَّى الْأَرْبَعَةَ فَقَالَ مَا كَبَّرَهَا تَيْمِيٌّ وَ لَا عَدَوِيٌّ وَ لَا ثَالِثُهُمَا مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ لَا ابْنُ هِنْدٍ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ أَوَّلُ مَنْ كَبَّرَهَا وَ سَنَّهَا فِيهِمْ طَرِيدُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَكَمِ لَعَنَهُ اللَّهُ لِأَنَّ اللَّعِينَ _____________________________ نورنما: 🔴بدن مثالی وبرزخی نوعی روح محسوب می شودکه اکنون در داخل بدن خاکی حلول کرده در این روایت نقل شده امام معصوم علیه السلام قسم می خورد که به والله روحهایتان فقط در بهشت ویا درجهنم نیست بلکه با همان بدنهایشان واردبهشت وجهنم خواهندشد : 1- ل، [الخصال] ابْنُ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ مُنْذُ خَلَقَهَا سَبْعَةَ عَالَمِينَ لَيْسَ هُمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ فَأَسْكَنَهُمْ فِيهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مَعَ عَالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَا هَذَا الْبَشَرِ وَ خَلَقَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْهُ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا خَلَتِ الْجَنَّةُ مِنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لَا خَلَتِ النَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ الْكُفَّارِ وَ الْعُصَاةِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّكُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ صَيَّرَ اللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي الْجَنَّةِ وَ صَيَّرَ أَبْدَانَ أَهْلِ النَّارِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي النَّارِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى [لَا يُعْبَدُ خل] فِي بِلَادِهِ وَ لَا يَخْلُقُ خَلْقاً يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ يُعَظِّمُونَهُ وَ يَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً تُظِلُّهُمْ أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ** لَا وَ اللَّهِ مَا خَلَتِ الْجَنَّةُ مِنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لَا خَلَتِ النَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ الْكُفَّارِ وَ الْعُصَاةِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّكُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ صَيَّرَ اللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي الْجَنَّةِ وَ صَيَّرَ أَبْدَانَ أَهْلِ النَّارِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي النَّارِ _____________________________
  9. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    Reza B: سلام. آيا بدن جسماني خاكي با بدن برزخي متفاوت است يا همان است؟ ________________________________ نورنما: سلام علیکم کاش مطلب اعتقادی تان را در گروه اعتقادی ارسال میفرمودید. برای پاسخ به این سوالتان باید مراتب روح را از تجرد تا به عالم جسمانی ونزدیک به عالم جسمانی خدمتتان عرض شود . بله فرق دارد وجه اشتراکشان هم نوعی تجلی جلال در هردو وجود داده که باعث حفاظت و تاثیرگذاری روح که حقیقتی مجرد است دراین دنیا وبرزخ ،شده است . 1- حقیقتش امر الهی است 2-تجلی اسماء جمال وجلال الهی است ونور جاذبی که سوزاننده و دافع است .فکرکنید نوری وجودداردکه مرکزش همچون اهنربا جاذبه داردوجذبتان میکندولی اطراف وقرص نور جلال دارد وتاریکست و دفعتان میکند . 3- موجود مجرد است 4-موجود شبه مجرد است 5- تبدیل به باد و ریح و حرارت در عالم جسم شده و باعث حیات بدن است . مثالی جهت تبیین مراتب روح و چگونگی اتصال یابهتر عرض کنم تاثیرگزاری آن به بدن شده است ،خدمتتان عرض مینمایم. فکر کنید در عالم وحدت خدای تعالی امر کن یعنی باش را عنایت فرمودوامر کرد. و روح از همین امر ظاهرشد (یسالونک عن الروح قل الروح من امر ربی :ازتو درباره(حقیقت) روح سوال میپرسند ،بگو روح از (امر ) پروردگار من (نشأت) گرفته.از امر رب من است . و این حقیقت مجرد است و اسمی مخلوق وبا عظمت و با جمال وجلال الهی هست که شأن بالایی در پیش پروردگار متعال دارد سپس این روح را نوری دارای جلال بدانید که به سمت عالم پایینتر تابانده شده ، مثلا برای جلال ،مثل شلنک را بزنیم که از داخلش نوری تابانده میشود کمی که پایینتربه سمت عالم پایینترش میاید، این نور تبدیل به بخار داغ وسوزاننده میشود که در درون شلنک آب به سمت پایین در حرکت است کمی که پایینتر می اید این بخار سردتر شده و جسمانی تر شده و تبدیل به آب گرم میشود پایینتر می اید وجسمانیتش افزوده میشود وسرد تر شده و در عالم جسمانی تبدیل به یخ میشود . سوال: خب ایا این یخ و اب و بخار همه تجلی روح هستند یاخیر؟ بله .تجلی روح هستند اما تغییر عالم باعث قرار گرفتنش در قالب های مختلف کرده است والا همه همان روح اند . روح مجرد حقیقتش نور مجرد باجلال وعزت وقدرت است وبس ولی چون ظرف وعوالمش به اذن الهی تغییر یافته درقالبهای مختلف تجلی یافته ودر آخر توسط (ریح بسیار لطیف سریع + حرارت ) در جسم آدمی تزریق شده است، لذا اگر کسی بتواند ان حرارت و باد را باهمان شدت خودش در جسم انسان مرده ای بدمد ،ان مرده زنده میشود باذن الهی. مثل دمیدن روح توسط خداوند متعال در گل حضرت ادم یا مثل دمیدن حضرت عیسی بر مردگان که باعث زنده شدن مردگان میشدو... حالا شما به اون قالبهای جلالی انسان ، اسم بدن میگذارید یا هرچیز دیگر ،یا میگویید بدن برزخی ویا بدن خاکی و.... چون ظرف ظهورشان متفاوت است لذا خودشان وماهیتشان متفاوت است و درحالت عادی این دوبدن عین هم اراده و رفتارمیکنند مگراینکه فرد بمیردیا به موت اختیاری روح را متوجه خارج از بدن خاکی کند و... _______________________________ کو هنورد: نه استاد من تعبد به شخص خاص ندارم ولی زمان میبره تا در ذهنم حلاجی کنم تا به یقین رسیدن زمان میبره باید بقیه سوالهای ذهنم با روش شما جواب بگیرم بعد صیحیح یا ناصیحیح بودن رو توجیج کنم برای خودم یقینا به حرفهای شما فکر می کنم تا به نتیجه برسم _____________________________ نورنما: بله مشکلی نیست چنین تفکری قابل تحسین است و تفکر برترین عبادتهاست و بنده هم تشکرمیکنم از اشکالاتتان و دعایتان میکنم تا آنچه که خیراست خدای تعالی به شما عنایت فرماید.آمین. ________________________________ کو هنورد: دقیقا ایشون هم همین حرف میزنند به خصوص قرآن _____________________________ نورنما: * شاید برایتان سوال شده باشد که فرضا چرا ایشان در این باب چطور شده که حرفی خلاف قران زده اند؟ و نوعی طعنه به ظاهر قران کریم زده اند که در همین صفحه ای که فرستادید:گفته اند: نباید به صرف خواندن وشنیدن آیه ای از قرآن کریم یا کلمه ای از کلمات ...ائمه معصومین، آن را به همان معنایی که از دوران کودکی خودتاکنون بدان ... بلد بودیم حمل ومحصور نماییم... ایشان در این مسئله لغزیده اند و از روش اجتهادی شیعه وفقها ومفسرین و اهل بیت علیهم السلام فاصله گرفته اند.. چرا که اولا بله صرف دیدن یک ایه و...نیست بلکه سخن ایشان خلاف مشهور علماست ، شاید این کتاب را در دوران جوانی واوایل کار نوشته اندکه دقت نفرموده اند که بااین سخنشان منکر روش اجتهاد فقها و اصول مسلم فقها ومفسرین در تبیین وتفسیر دین وایات وروایات شده اند. اما توضیح اینکه: همه علمای شیعه و فقها ، در اجتهاد وتفسیر اصل را بر ظاهر قران کریم میگذارند و حتی انرا به دلیل عدم تحریف قران ، غالبا یقین اور میدانند .ایشان دراینجا منکر بدون دلیل ،ظاهر قران کریم شده است به دلیل یافته های فلسفی شان که خیال میکنند صددرصد حق است ولی حتی اگر به یافته اش توسط عقل ناقص بشری فکرکنند این یافته فلسفی حق است ،باز از علمای طراز اول احدی سراغ نداریم که قائل باشد بین یافته عقل ناقص بشری وتصریح ظاهر قران کریم ، عقل مقدم بر ظاهر قران کریم باشد!!! خیر چنین نیست مگر اینکه ظاهر قران کریم با ظاهر یا مضمون ایه ای دیگر از قران کریم تعارض وتدافع داشته باشد که در ان صورت پای روایات و اصول فقه و اصول عقلی را به میان میکشند مثلا در قران کریم کلمه (ید الله فوق ایدیهم ) امده ، ولی دست و ید داشتن خدای تعالی با ایات دیگری که خدای تعالی را غنی مطلق و قدرت مطلق و فراتر از جسم میدانند تعارض دارد لذا درچنین مواردی فقط پای عقل واصول عقلی واصول فقه وروایات جهت قضاوت به میان می آیدوالا در مورد معاد جسمانی همه ایات قرانی در مورد معاد ، بالاتفاق با هم یکصدا فریاد میزنند و تصریح بر جسمانی بودن قیامت دارند .وهیچ ایه ی معارضی نداریم که منکر جسمانیت معادوقیامت باشد لذا جای این نیست که عقل و اصول عقلی پا وسط گذاشته و منکر جسمانیت شوند ، ان اشتباهی که ایشان در اینجا به ان دچار شده اند .اشتباهی که بر خلاف روش اجتهاد صحیح است را رفته اند. سوای ان در اصول عقلی ومنطقی واصول لفظی موجوددر اصول فقه ، ما قاعده اصالت ظهور وعدم تقدیر داریم ، و اصالت حقیقت ومجاز داریم که ایشان بدون دلیل پا در روی این دو اصل حقیقت و اصالت ظهور و اصالت حقیقت و عدم تقدیر گذاشته است . درحالی که در ترجمه ایات قرانی اصل بر قبول معنای ظاهری کلمه قرانی که در زمان پیامبر اکرم هم ان معنا بین مردم رواج داشت ،هست یعنی معنای جسم همان جسمی که باچشم میبینیم در زمان پیامبر اکرم بین مردم مرسوم بود ونه جسم برزخی و جسم مثالی ،لذا بی دلیل اصل ظهور را منکرشده و برخلاف معنایی که زمان پیامبر اکرم صل الله علیه واله رسم بود جسم را معنی کرده که اشتباهی فاحش است . یا اصل حقیقت ومعنای حقیقی است در ترجمه کردن لفظ جسم ولی ایشان بدون دلیل صرفا گمان به یافته های فلسفی برخلاف این اصل عقلایی رفتار کرده اند و معنای غیر حقیقی و مجازی را درترجمه جسم بکار برده اند یا اصل عدم تقدیر است در ترجمه ایه ها،ایشان معنایی بنام (مثالی یا برزخی) را درکنار معنای لفظ جسم در تقدیر گرفته که اشتباه است و بی دلیل. _______________________________ امیرعلی: بله. اهل بیت خود قرآن ناطق اند. ______________________________ کو هنورد: اهل بیت قرآن ناطق هستند ولی منظورشون اینه که اگر بین قرآن وروایت تفاوت بود ارجحیت با قران هست _______________________________ نورنما: روایت در زمان ما ظنی اندنه یقینی چراکه احتمال جعلی بودن روایت و ضعف و دستکاریش هست لذا بله الان که معصوم علیه السلام در بین ما نیست چاره ای جز ان نیست . ولی وقتی امام معصوم علیه السلام پیش ما باشندهرچه بگویدوباگوشهایتان بشنوید عین قران کریم است ودراین نباید شک کرد(مگردرزمان تقیه انهم در امامان سابق ونه امام مهدی عجل الله تعالی که تقیه درکارش نیست) والا دچار همان انحرافی که اهل صفین شدند انسان میشود که با بالابردن قران برسر نیزه ها لشگر امام علی علیه السلام بیخیال اوامر امام علی علیه السلام شدند و قران ناطق را رها کردند و به برگه های قران های بالای نیزه ،بیشتر اعتمادکردندتا خود امام علی علیه السلام . _______________________________ کو هنورد: منظورشون تفسیر انفسی قرآن کریم هست که به بطن قرآن هم توجه کنیم برداشت من اینه ____________________________ نورنما: تفسیر بطنی قران کریم ابدا در تعارض با ظاهر قران کریم نیست دراین مثال برفرض به نظرایشان تفسیر بطنی باشدچون که با ظاهر قران کریم تعارض دارد ،تفسیرشان صددرصد وبلاشک باطل وغلط است ودرتفسیر بطنی به بیراهه رفته اند متاسفانه تفسیر بطنی همواره همسو با ظاهر قران کریم است واز لایه های همان ظاهر قران کریم پرده برمیدارند ونه اینکه ظاهر چیزی را بگوید ولی باطن صددرصد ضدوخلاف و نقیض ان را بگوید . خیر تفسیر بطنی قران هم نیست _________________________________ کو هنورد: استاد اگه میشه شما کتابها رو مطالعه کنید چون من می ترسم برداشت من اشتباه باشه و بد عنوان کرده باشم ممنون میشم _________________________________ نورنما: عجب! 😄 باز بیشتر از ایات قران کریم و حرفهای ما سخن ان کتاب را قابل اعتماد میدانید.!! بزرگوار ما فضایل استاد عزیز را منکر نیستیم که! با اشکال علمی هم به مطالب علمیشان مقام ایشان پایین نمی اید که مگراینکه کسی احساسی به ایشان دل بسته باشد. قبلا هم خودم دراین گروه باتوجه به اینکه از مطالب قابل نقدایشان مطلعم ومطلع بودم از ایشان تعریفی کرده ام ! وگفتم که برای مبحث وحدت وجود صوت ایشان در شرح بسم الله الرحمن الرحیم را دوستانی که تمایل دارند استفاده کنند. راستش واقعا مدتی است سرم درگیر است و فرصت مطالعه ان را ندارم ، ظاهرا شما از بس به ایشان ارادت دارید که باورتان نمیشود برخی مطالبشان قابل نقد و رد باشد و نمی توانید ردیه های مستدل ما را نسبت به ایشان از دل قبول نمایید. تنها یک کار میتوانم بکنم انهم اینکه حدود 12 صفحه از صفحات قبل و 12 صفحه از صفحات بعد این صفحه که فرستاده بودید را برایم در پی وی ارسال نمایید تا ببینم این حرف اشتباه و تفسیر غلط ایا سخن خود ایشان است ویا از کسی وکسانی نقل قول کرده اند. چون این حرف که معاد باجسم خاکی نباشد،عیب بزرگی دارد که اشکال بر عدل الهی که اعتقادمهم شیعیان هست وارد مینماید . ما به شخص ایشان ارادت نیز داریم ،سالها پیش زمانی به تبریز امده بودند و درمسجدمحله یمان ایام فاطمیه سخنرانی داشتند و برای صرف ناهار در منزلمان در خدمتشان بودیم، نشان به ان نشان که چایی به ایشان تعارف شدو قبول نکرده وننوشیدند. لذا ارادت به شخص ایشان یکطرف وبجای خود. نقد علمی مطالب علمیشان هم به جای خود... اگر احیانا ایشان حرفی ناصواب و ایراد دار درمورد قران ودین گفته باشند ، محبت به ایشان اقتضا میکند که هرکسی که این سخن ناصواب را شنیده را روشن کنیم وایراد سخن را بگویم تا خدای ناکرده در قیامت ایشان به مشکل بر نخورند .این رد اشکال وایراد عین محبت وارادت به ایشان است. _______________________________ نورنما: خب دیگه بهتراست درب این موضوع بسته شود تا کمی هم از کتاب شریف معراج السعادت جلو برویم ان شاءالله. 🔴🔵چه کسانی متن معراج السعادت را که دیشب اینجا فرستادم مطالعه نمودند ؟ عدد 1 را ارسال نمایند ببینیم چندنفر لطف فرموده و زحمت مطالعه ان رابه خودداده اند ؟ _______________________________ امیرعلی: سلام. چه صفات و خصوصیاتی هست که حتی فرشتگان ندارند و مختص انسان است؟ چه صفات و خصوصیاتی انسان را از به جایی پست تر از حیوانات می کشاند؟ دلیل این همه تضاد در این صفات چیست؟ _____________________________ نورنما: سلام اسم جمال علم به اسم اعظم الهی اسم جلال همانندقدرت نمایی با اسم اعظم الهی نفاق ،کفر رو فقط انسان وجن میتونه ازخودش نشان بدهد وهیچ حیوان یاملائکه چنین امکانی ندارند اگر منظورتان تضاددراین دو چیزاست ،تضاد به حسب دو چیز هست ونه یک چیز واین تضادمحسوب نمیشود ولی اگر منظورتان تضاد در اسماءاست خب علتش اینه که اگر تضاد دراسماءنبود، طبعادر عالم دوئیت پیش نمی امد وتنها یک موجود در عالم به عنوان مخلوق بودونه بیشتر . اگرمنظورتان ازتضاد چیز دیگری هست که لطفا واضح بفرماییدتا عرض شود ________________________________ یا علی: سلام شب آدینه همگی بخیر، جسارتا من دو روز توفیق حضور نداشتم، منظور از «ایشان » در این بحث چه کسی است؟ _______________________________ نورنما: سلام علیکم وقتتان به خیر شخص مهم نیست ،حالا هرکسی باشدباشد مهم مطلب است که نقد شد و پاسخ داده شد اگر بخواهید پیدایش کنید هم میتوانید مطالب کمی قبلتر راملاحظه نمایید و نامشان را پیدانمایید. لطفا در گروه روی بحث شخص نروید. سوال وجواب علمی روی مطالب باشد ونه اشخاص .چون شخص گاهی حرفی میزند وسپس بعداز مدتی نظرش برگشته و همان را نقدورد میکند. _______________________________ نورنما: اقوال بر مساله ي معاد 1.معاد جسماني فقط 2.معاد روحاني فقط 3.معاد روحاني و جسماني هردو قول اول عقيده مليين غيراسلام و عوام است الا ما شذ و ندر كه عوام ،خلق آن عالم را فقط دار لذات جسماني از اكل و شرب و نكاح و ساير لذات بدني دانند. قول دوم قول حكماي غيراسلام و قبل از اسلام است كه آن جهان را دار لذات عقلي و نشاه ي كمال و سعادت و ابتهاج و نشاط روحاني دانند و روح را در عالم تجرد برتر از تعلق به اجسام و توجه به لذات جسماني شناسند. قول سوم قول حكماي اسلام و علماي رباني و همه محققين از متكلمين و محدثين و فقهاي ما است . و ميتوان گفت قول به معادين جسماني و روحاني عقيده اسلام و همه مسلمين است. الا ماشذ و ندر كه جسماني فقط دانند و عقيده نگارنده نيز هردو معاد است و ادله ي ما ناظر بر اين عقيده است.يعني در آن جهان آخرت و بهشت ابدهم لذات جسماني است از طعام و شراب و نكاح و مناظر زيبا و صور حسنا و ابتهاجات و نشاط بي حد و هرگونه لذت كه در اين جهان است در آنجا به طور اتم و اكمل و اشد و اقوي از اينجا خواهدبود، منتهاي امر در اين عالم لذات منقطع فاني و مشوب به آلام است و آنجا لذاتش دائم " اكلها دائم و ظلها" و بون مزاحم و بي ملال و كدورت و خالص و صرف لذات است " فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين" و هم لذت روحاني در بهشت معرفت به لقاي حسن مطلق الهي و شهود آن جمال اعظم نامتناهي و شراب و سكر حيرت در مشاهده ي او كه لذت ملائكه مهيمن و روحانيين است كه فوق هرگونه لذت حسي و خيالي است براي نفوس قدسيه حاصل است و نفوس بر حسب درجات معرفت و اعمال صالح در آن دو بهشت (بهشت لقاي منعم و بهشت نعمت دائم)درجات مختلف دارند ، درجات بعضها فوق بعض منبع : نامه ها و برنامه ها 🔴 ضمنا استاد علامه حسن زاده آملی به این قائل اند بدن ها متناسب با عالم آخرت خواهد بودو این به این معنی نیست که بدن مثالی و غیر خاکی هست!!که مغایر با دهها روایت وآیه قرآنی هست ویکی دوتا هم نیست !!! * بلکه بدن خاکی آخرتی که در قیامت صددرصد از خاک خلق شده ، می تواند خصوصیاتی هم سوای خاکی بودن داشته باشد مثلا مقاومتر یا حساستر باشد ، وجمال وجلالش بیشتر هم بشود تا متناسب با بهشت جهت حس لذت بیشتر برای بهشتیان شود و متناسب با جهنم ،برای جهنمیان که به آتشهای جهنم مقاومتر باشد وکمی زنده بماند و درد وعذاب را بتواند حس کندو سپس کلا بسوزدودوباره ساخته شود وعذاب بکشد و..... خلاصه هرخصوصیتی که منافاتی باخاکی بودنش نداشته باشدمیتواند داشته باشد. ____________________________
  10. فصل دوم: تركيب انسان از جسم و نفس‏ اگر خواهى خود را بشناسى، بدان كه: 🔵هر كسى را از دو چيز آفريده ‏اند: يكى اين بدن ظاهر، که آن را تن گويند، و مركب است از: گوشت و پوست و استخوان و رگ و پى و غير اين‏ها. و آن از جنس مخلوقات همين عالم محسوس است، كه عالم جسمانيات است. و اصل آن مركب از عناصر چهارگانه است كه «خاك، آب، باد و آتش» است، و آن را به همين چشم ظاهرى مى‏توان ديد. و يكى ديگر «نفس» است كه آن را روح و جان و عقل و دل نيز گويند، و آن جوهرى است «مجرد» [1] از عالم ملكوت، و گوهرى است بس عزيز از جنس فرشتگان و «عقول قادسيّه»، [2] و درّى است بس گرانمايه از سنخ مجردات، كه خداى - تعالى - به جهت مصالحى چند - كه شمّه‏اى از آن مذكور خواهد شد - به قدرت كامله خود ربطى ميان آن و اين بدن ظاهرى قرار داده و او را مقيّد به قيد علاقه اين بدن و محبوس در زندان تن نموده، تا وقتى معيّن و اجلى موعود، كه قطع علاقه نفس از بدن مى‏شود رجوع به عالم خود مى‏كند. و اين نفس را به چشم ظاهر نتوان ديد بلكه ديده نمى‏شود مگر به بصيرت باطنيّه. و هر گاه حديث نفس يا روح، يا جان، يا دل، يا عقل مذكور شد همين جزء اراده مى‏شود، بلكه هرگاه انسان و آدم نيز گفته شود، به غير از اين، چيز ديگر مراد نيست، زيرا - چنانكه مذكور خواهد شد - حقيقت انسان و آدمى همين است. پس بدن، آلتى است از نفس كه بايد به آن حالت به امورى چند كه مأمور است قيام نمايد. و بدان كه: شناختن حقيقت «بدن»، امرى است سهل و آسان، زيرا دانستى كه آن از جنس ماديات است و شناخت حقايق ماديات، چندان صعوبتى ندارد. و اما «نفس»، معراج ‏السعادة ج : 2 ص : 20 چون كه از جنس مجردات است به حقيقت او رسيدن و او را به كنه، شناختن در اين عالم ميسّر نيست، - رو مجرد شو مجرد را ببين - و از اين جهت بود كه بعد از آنكه حضرت رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - شرح حقيقت او را خواستند حضرت بيان نفرمود، خطاب رسيد كه: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ امْرِ رَبّى‏ «» يعنى: «از تو از حقيقت روح سئوال مى‏كنند، بگو كه «روح» از امور پروردگار است و از عالم امر [1] است». و بيش از اين رخصت نيافت كه بيان كند. بلى هر گاه نفس انسانى خود را كامل نموده باشد، بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرّد از براى آن مى‏تواند شد كه آن را بشناسد. بلكه هر گاه در اين عالم نيز كسى نفس خود را كامل نموده باشد و بخواهد به سر حد كمال برساند و علاقه او از بدن كم شود، دور نيست كه تواند في الجمله معرفت به نفس بهم رساند. فصل سوم: راه شناختن نفس‏ بدان كه: آنچه گفتم آدمى را غير از همين بدن مادى و صورت حسى، جزوى ديگر هست مجرد، كه آن را «نفس» مى‏گويند، اگر چه فهميدن و دانستن آن صعوبت دارد وليكن هر گاه كسى به نظر تحقيق، تأمل كند اين مطلب بر او ظاهر و روشن مى‏شود، زيرا كه: هر كه ساحت دل خود را از غبار عالم طبيعت پاك كند و علايق و شهوات حيوانيت را اندكى از خود دور نمايد و آئينه دل را از زنگ كدورات اين عالم فى الجمله جلائلى دهد و گاه گاهى در دل را بر روى اغيار نابكار ببندد و با محبوب حقيقى خلوتى نمايد و با حضور قلب، متوجه به عالم انوار شود و با نيّت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهى تفكر در عجايب ملك و «ملكوت» [2] پادشاه لا يزال نمايد و زمانى تأمل در «غرايب»«» جمال و «جبروت» [3] قادر ذو الجلال كند، ____________ __________________________________________________ [1] «مجّرد» يعنى عارى از قيد و شرط، و لواحق و ضمائم. حكما، مجرد به امرى مى‏گويند كه روحانى محض بوده و مخلوط با ماده نباشد، مانند عقول و نفوس مدبّره انسانى. فرهنگ معارف اسلامى، ج 3، ص 1696. لاهيجى در تقسيم عوالم گويد: اوّل عالم جبروت است... كه مجرّد از مادّه و صورت و مدّت است دوّم عالم ملكوت است كه مجرّد از مادّه و مدّت است سوّم عالم ملك است و آن عالم اجساد است. رك: فرهنگ معارف اسلامى ج 1 ص 630. [2] مراد همان «عقول ده‏گانه» بنا بر نظريه فلاسفه «مشاء» و «عقول» انوار بى‏شمار بنا بر نظريه حكماء اشراق مى‏باشد، كه معتقدند: صادر اول از ذات حق و واسطه فيض آن عقول مى‏باشند. فرهنگ معارف اسلامى، ج 2، ص 1270 - 1293. 
  11. امیرعلی: کسانی که به پاسخ با دلیل منطقی رسیده اند منظورتون چه کسانی هستند در رابطه با معجزات.... _____________________________ نورنما: ان شاء الله تعالی توفیق رفیق باشد قراره باهمدیگر با دلیل منطقی وعقلی به این پی ببریم که پیامبران واوصیاءالهی صادق هستند و عقلا ممکن نیست انها دروغ بگویند . _____________________________ امیرعلی: ایمان دارم صادقند. وقتی سوال هام می پرسم سختمه فقط می خواهم یک باز بینی کنم. یقین بیاید و شکی اگر باشد برود. ______________________________ نورنما: ماهم میدانیم شما بزرگواران ایمان دارید ولی قصدمان یک بازبینی اعتقادات شیعه از صفر و استدلالی ومنطقی کردن آن هست و مثل حضرت ابراهیم علیه السلام که ازخداوند متعال درخواست مشاهده کیفیت زنده کردن مردگان را فرمود که خداوندمتعال پرسید : او لم تومن ؟ یعنی ابراهیم ایا ایمان نیاوردی؟ حضرت فرمود: بلی و لکن لیطمئن قلبی ، بله ایمان دارم ولی میخواهم دلم نیز به اطمینان وآرامش برسد. ماهم قصد داریم به عنایت الهی این ارامش الهی با منطقی کردن واستدلالی کردن آن به سراغ بزرگواران بیاید . _____________________________ نورنما: بسم الله الرحمن الرحیم باتوکل بر الله متعال وتوسل به پیامبر اکرم صل الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام و ام الائمه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، کار گروه پرسش وپاسخ اعتقادی در اعتقادات شیعیان دوازده امامی را شروع می نماییم. لینک گروه جهت عضویت : http://eitaa.com/joinchat/2634350609Cc37c9a01f0 _________________________________ یا علی: سلام علیکم استاد گرامی و دوستان محترم بیشترین شبهه ای که برای من پیش میاد ، مسئله جبر واختیار هست. ما اعتقاد داریم خداوند عالم وآگاه به آینده ماست یعنی آینده ما یک چیز مشخصی است ودر آیات بسیاری هم از جمله آیه 59 سوره انعام وآیات مشابه دیگر که دقیقا میفرماید اتفاقات عالم در کتابی ثبت است.. وخیلی روایات ورویدادهای دیگر که نشان میدهد که همه چیز از قبل مشخص شده، از طرفی اعتقاد داریم خداوند حکیم است وکار بیهوده انجام نمیدهد یعنی انسان را در یک مسیر مشخص واز قبل تعیین شده اگر قرار دهد در واقع کار بیهوده انجام داده. هم میخواهیم اختیار را قبول کنیم وهم شواهد بر یک جبر خفی دلالت دارد. این موضوع هنوز کاملا برای من باز نشده . یعنی در این باره به اطمینان قلبی نرسیده ام که با اختیار ما سرنوشتمان مشخص میشود اگرچه به خاطر اعتقادی که به ذات وصفات خدا دارم آن را پذیرفته ام _______________________________ نورنما: سلام علیکم این اعتقاد به امربین الامرین یعنی بین جبر واختیار بعداز اعتقاد به وجود خدا و وحدانیت خدای تعالی و علم الهی به همه چیز ، و شبهه ای در اسم عدل الهی است . دانستن چیزی غیر از مجبور کردن به چیزی هست . خدای تعالی چون علمش بینهایت و به همه چیز است لذا میداند فلان انسان با اراده خود اراده به خوبی ها خواهد کرد وعاقبت به خیر خواهدشد، و فلان انسان با اراده واختیار خودش ، اراده به بدیها خواهد کرد وبدیها را انتخاب کرده و عاقبت به شر خواهد شد، واین دانستن به این معنا نیست که انسانی را معاذالله مجبور کند که بدیها را انتخاب کند وانسانی را مجبور کند خوبیها را انتخاب نماید . خیر چنین نیست . خصوصا که خدای تعالی همه انسانها را بافطرت توحیدی و برای بهشت خلق نموده وبرای همه انسانها مکانی دربهشت رزو نموده است ، واین خود انسانها هستندکه بعداز رسیدن به سنین بالای بلوغ کاری میکنند که آن مقام بهشتی خود را از دست میدهند وجهنمی میشوند . فرض کنید شما معلم با تجربه و کار کشته ای هستید که 10 ،20 سال درمدرسه تدریس کرده اید . و سال جدید تحصیلی شده ، ودانش آموزانی برای اول ابتدایی جهت تدریس قبول میکنید. خب در همان چند روز اول میتوانید باتوجه به استعداد افراد و ظرفیت و علاقه یشان به شنیدن ویادگیری درس ،میتوانید حدس نزدیک به یقین بگوییدکه کدامیک از دانش اموزان اخرسال از شما نمره قبولی کسب خواهند کرد وکدامیک چنین نخواهندبود و آنها در امتحاناتی خواهید گرفت رفوضه خواهند شد. این دانستن شما که بر اساس استعداد وعلاقه انهاست ، دلیل بر این نیست که انها اختیار ندارند یا شما عمدا انها را رفوضه خواهید کرد و نخواهید گذاشت در امتحانات قبول شوند ! علم الهی هم به مقبولین یا رفوضه ها در امتحانات زندگی نیز بر همین منوال است . البته در لوح محو واثبات اگر کسی را عاقبت به شر نوشته باشند،اهل بیت علیهم السلام راهکارهایی فرموده اند که حتی انسانهایی که در لوح محو اثبات الهی نوشته شده انها عاقبت به شر هستند میتوانند ان لوح سرنوشت خود را بااراده عوض نمایند و عاقبت به خیر شوند . مانند بیداری بین الطلوعین ذکر تسبیحات اربعه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعداز هرنماز ،میتواند انسان تائبی که عاقبت به شر هست را نیز عاقبتش را به خیر ونیکی تبدیل کند واورا بهشتی نماید . ________________________________ یا علی: خیلی ممنون. من همه این دلایل را قبلا به نوعی شنیده وخوانده ام ولی نمیدانم چرا با این استدلالها به اطمینان قلبی نمیرسم _______________________________ نورنما: ببینید دراین مسئله جبر واختیار ، اگر باعقلتان نتوانید به راه حل مناسب برسید ،خب می توانید به اهل بیت علیهم السلام مراجعه نمایید وراه تعبد را پیشه خود قرار بدهید. خب چرا که این مسئله جبر واختیار و امر بین الامرین چنان پیچیده وسخت هست که باعث افتراق اعتقادی شیعیان از سنی ها هست و سنی ها نیز از جهت اعتقادی بااین موضوع دو فرقه جبریون وتفویضیون واشاعره ومعتزله شده اند ، در حوزه علمیه ، هم تحصیل این موضوع زمانبر هست و باید اول بحث حسن وقبح عقلی و... دقیق بررسی شودتا بعدا به این موضوع یقین پیدا شود ولذا همان روایت از امام صادق علیه السلام را همواره از دل قبول داشته باشید کفایت میکند، لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین نه جبر ومجبور بودن صرف است (والا ثواب وعقاب وامر ونهی الهی عبث وبیهوده می شودوخداوندمتعال حکیم بری است از کاربیهوده کردن و مجازات موجودات بی اختیار در آخرت چراکه عادل است و اگر بی اختیارکسی گناهی بکند، دلیلی بر عذاب چنین کسی نیست .البته اختیار هم چیز بدیهی است برای شما چرا که همین الان میتوانید یکی از دوحالت را اختیارکنید وجوابی برای پیامم بفرستید یا جوابی نفرستید وتا لحظه فرستادنش هم خودتان هم خبر ندارید کدامش را صددرصد اختیار خواهیدکردوانجامش خواهیدداد. ) ونه صرفا تفویض امور به مردم هست ، چراکه آنزمان اگر خدای تعالی امور را کلا به مردم بسپاردوخود به کناری برود نیز نوعی محدود شدن اراده الهی واینکه معاذالله خدای تعالی در جایی از عالم حضور نداشته باشدکه این هم با قدرت مطلق الهی و نامحدود بودن الله متعال که قبول داریم نمی سازد) بلکه حالتی که در عالم جهان است ، امری بین دو امر است یعنی اراده کرده خداوند که در طول اراده اش اراده ی دردست انسان باشد و حول قوه اش را نیز بر آن اراده انسانی تزریق کرده و همچون طنابی که یک سر آن درست الله متعال و یک طرفش در دست انسانها وموجودات دارای اختیار هست می باشد که وقتی انسان این طناب را از پایین بالا میکشد خدای تعالی که بالاتر از انسان طناب در دست قدرتش هست نیز راضی شده که با حرکتی که انسان به طناب میدهد او نیز طناب را بالا بکشد و اگر انسان طناب را پایین بکشدنیز الله متعال راضی شده طناب را باحرکت انسان به سمت پایین بکشد ، با علمی هم که به زور بازو وعلائق ودرک وفهم این انسان دارد، خب میداند چنین فردی قراراست چندبار طناب را بالا وپایین بکشد ویا چه مقداری از آن را قرار است بالا وپایین هل بدهد ولی کاری به اراده انسان ندارد و زور زورکی تحمیل نمیکندکه مثلا ای انسان هرجوری من اراده کردم تو باید طناب را بالا وپایین ببری وکاملا اختیار با واسطه را در تحقق کارها در عالم هستی به انسان داده است. (البته دقت شودمعاذالله این به معنای منفعل شدن خداوندمتعال نیست،بلکه هر دواراده باهم دریک زمان مشترک انجام میشوند) مثل ساخت بازی برنامه نویس کامپیوتر می ماندکه کدنویسی کرده و صدها شرط وشروط برای کاراکترهایش قرار داده ، وبعد دکمه شروع بازی را میزندو در همان حال دو کاراکتر بازی با هوش مصنوعی خود شروع میکنند باهمدیگر مبارزه میکنند ولی سیم ودکمه پاور کامپیوتر به دست برنامه نویس هست و هروقت خواست میتواند برقی که به کامپیوترمیرسد را قطع نماید و اختیار محدودی اینچنینی هم به بازیکنان داخل کامپیوترهم داده است و خودش هم باقابلیتهایی که به کاراکترها داده میتواند بداندکه فرضا کدام شخصیت میتواند پیروز بازی باشد ولی یک گزینه راندوم وتصادفی هم داده که اگر کاراکتری ان گزینه را انتخاب نماید بتواند ضعفش را جبران نماید وپیروز بازی گردد. _______________________________ Reza B: سلام. ميتونيم بگيم بعضي از كارهاي ما جبري و بعضي از روي اختيار است؟مثلا اگر در مورد يك امري خدا نخواهد انجام شود ديگر ما چه بخواهيم چه نخواهيم نميتونيم انجامش بديم، اين جبر نيست؟ ____________________________ نورنما: سلام بجز اموری که مورد حیات و زندگیتان میشود مثل ضربان قلب وحرکت دستگاه گردش خون و دستگاه گوارشی و ... الباقی امور که خودتان امکان دخالت در آنرا دارید اختیاری هست بله خداوند متعال بسیاربه ندرت اتفاق میافتد که در اتفاقی ممکن است مانع تحقق اراده انسان در امر زشتی شود که این ازباب تفضل و رحمت واحسان اوست .ومنافاتی با اختیار انسان ندارد،چراکه طبعا چنین اموری یا ثواب اخروی ندارند یا خیلی کم دارندبه میزان دخالت اراده انسانی. و برعکس ان نیز شاید یک در چندمیلیون عمل، ممکن است اتفاق بیافتد و کاری بدی خارج از اراده واختیارمان دراین جهان از ماصادر شودکه گناه یا زشت باشد ، ولی طبعا گناهی بر ان کار برای فرد در اخرت نخواهدبود، مثلا کسی در حالت خواب ناخواسته برکسی صدمه بزند، چون خوابست اختیار از اوساقطست و چون بدون اختیارهست گناهی بر او نیست. ولی چنین مواردی بسیار به ندرت اتفاق میافتد. _______________________________ نورنما: حکایت؛ بهلول به خاطر قبول نکردن قضاوت و عدم فتوا به قتل امام هفتم علیه‌السلام خود را به دیوانگی زد، اما یکی از نمونه‌های بارز و محکم قوه عقلانی او رفتن به مجلس درس ابوحنیفه یکی از پیشوایان عامه است. او از کنار مجلس درس ابوحنیفه عبور می‌کرد، شنید که می‌گوید: جعفر بن محمد علیه‌السلام سه مطلب به شاگردانش گفته که من آن‌ها را نمی‌پسندم، او می‌گوید: شیطان در آتش جهنم معذب است، شیطان با اینکه از آتش خلق شده چطور با آتش او را عذاب کنند؟ او می‌گوید: خدا دیده نمی‌شود با اینکه هر موجودی قابل رؤیت است. او می‌گوید: انسان در افعالش، فاعل مختار است، حال آنکه خدا خالق است و بنده اختیاری ندارد. بهلول کلوخی برداشت و به سر او زد، سرش شکست و ناله‌اش بلند شد. شاگردانش دویدند بهلول را گرفتند و نزد خلیفه بردند، ابوحنیفه به خلیفه گفت: بهلول با کلوخ به سرم زده و سرم را شکسته است، بهلول گفت: دروغ می‌گوید، اگر راست می‌گوید، درد را نشان دهد، مگر تو از خاک آفریده نشده‌ای چگونه کلوخ خاکی بر تو ضرر می‌رساند؟ من چه گناهی کردم، مگر تو نمی‌گوئی همه کارها را خدا انجام می‌دهد و انسان اختیاری از خود ندارد؟ پس باید به خدا شکایت کنی نه از من شکایت نمائی. ابوحنیفه که جواب اشکالات خود را یافت، از شکایت خود صرف‌نظر نمود و راه خود را پیش گرفت و رفت.1 ____________________________ Reza B: ميتونيم اين طور تقسيم بندي كنيم؟ : هر كاري كه ما انجام ميدهيم يا خداوند ميخواهد يا نميخواهد اگر خداوند بخواهد پس انجام ميشود اگر نه انجام نميشود. حالا چه ما بخواهيم چه نخواهيم. ______________________________ نورنما: نه ببینید اراده تکوینی الهی با اراده تشریعی اش فرق میکنه. بعدش اراده وعلم الهی که در لوح محفوظ نوشته شده ،غیر از اراده وعلم الهی هست که در لوح محو واثبات هست . لذا این دو رو باید جداازهم لحاظ کنید _____________________________
  12. نورنما: اگر فرضا حرفشان درست باشد، و این همه نعمت ها از جسم وروح و رزق و روزی و... را از طرف کسی دریافت کرده باشیم چه؟؟ وجدانتان نسبت به کسی که به شما چیزی میدهد،چه میگوید؟ _______________________________ امیرعلی: اگر درست باشد حرفشان ؛ من باید کاملا سپاسگزار کسی باشم که این همه لطف به من کرده. _______________________________ نورنما: احسنت همین ها دلایل عقلی وفطری و وجدانی واقعا قابل قبولی هست که ما را بر آن وا میدارد که برویم تحقیق کنیم و صدق و کذب ان افراد را با استفاده از مطالعه دلایلشان بر وجود خدای قادر متعال پیدا کنیم وببینیم راست میگویندیا معاذالله دروغ میگویند.. _______________________________ امیرعلی: ببخشید قاعده ( حمار ) در ریاضیات چیست؟ ___________________________ نورنما: خواهش میکنم قضیهٔ حِمار یا نامساوی مثلثی، که در میان عوام به اصل حمار معروف است، قضیه‌ای در هندسه اقلیدسی است که اذعان دارد همواره کوتاه‌ترین مسیر بین دو نقطه، خط راستی است که دونقطه را به یکدیگر متصل می کند. این اصل بدین دلیل حمار نامیده شده‌است که چنین استنباط می‌کند که اگر خری را در یک رأس مثلث قائم‌الزاویه قرار دهیم و بوته یا علفی را در رأس دیگر آن، حیوان همواره کوتاه‌ترین مسیر که همان وتر است را برای رسیدن به غذا بر می‌گزیند. یا اینکه همواره مجموع دو ضلع یک مثلث قائم‌الزاویه از وتر آن بیشتر است. منبع : https://fa.m.wikipedia.org/wiki/قضیه_حمار _____________________________ امیرعلی: خوب از این قضیه چه استفاده ای می توانیم ببریم در تحقیق در مورد ادعاهای فرستادگان خدا؟ __________________________ نورنما: عرض شد که ،قبول سخن چندین نفر که به پاسخ رسیده اند با دلیل ومنطق خیلی سریعترو راحتتراز اینست شما خودتان به جواب این سوال ها دست یابید واین یک میانبرهست حتی غریزه حیوان چهار پا نیز قبول دارد که در شرایط یکسان ، میانبر ونزدیکترین راه بهتراز طولانیست ____________________________
  13. نورنما: بسم الله الرحمن الرحیم 🔵اولین مطلب : سوالی که درنهاد هرانسانی هست اینست که: از کجا آمده ام ،آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا میروم آخر ننمایی وطنم لذا فرد عاقل ومنظم وبرنامه ریز آنست که چنین سوال مهمی را بی پاسخ نگذارد و در صددیافتن پاسخ ان باشد تاهدف از خلقت یا تولیدش را بداند و طبق هدفش برنامه ریزی کرده و با برنامه ریزی هدفمند زندگی نماید و درصدد رسیدن به نتیجه عالی وبهترین نتیجه تا اخر زندگیش باشد حال چنین فردی ناچارا باید در پی دانستن اول خلقت خود وسایر انسانها باید به کتب ومنابع اولیه تاریخی مراجعه کند که قطعا دراین کتب تاریخد به سخنان کسانی خواهد رسید که به مکان وزمان محدودوخاصی متعلق نبودند ولی همگی یکصدا اعلام کرده اند که به پاسخ این پرسش رسیده اند و از خالق یکتایی برای جهان افرینش سخن به میان اورده اندکه او همگان رابه سبب وهدف خلق کرده و واز خلقتش درنهایت در پی سبب و هدفی عالی می باشد، و به همراه این ادعا، ادعاکرده اندکه فرستادگانی از جانب آن قدرت ووجود بی پایان هستند و برای اثبات ادعایشان قدرتهای عجیب وخارق العاده از جانب ان خالق قادربه عنوان معجزه نشان داده اند که سایر مردم توانایی ظهور ان قدرتها ومعجزات را نداشتند. حال سوال اینست: چه نیازی هست و چه ضرورتی هست که ما انسانها باید به سراغ شناخت و بررسی ادعا ها ومعجزات وکرامات آنها برویم واگر نرویم چه می شود؟ _____________________________ امیرعلی: ما باید ادعاهایشان برایمان ثابت شود تا بتوانیم به حرفهایشان ایمان بیاوریم؛ چون سخن کمی نیست که گفته اند سعادت بشری را می دانند و گفته اند ما انسانها خالقی داریم. _____________________________ نورنما: بله البته فعلا از ضرورت تحقیق وتفحص سخن به میان اورده ایم . اما اگر سراغ اثبات ادعاهایشان نرویدچه مشکلی پیش می آید؟ آیا عقلمان تحقیق وتفحص در حرفشان را واجب میداند یانه؟ منظورم واجب عقلی است نه واجب دینی وشرعی _____________________________ امیرعلی: اگر حرفهایشان درست باشد. به ما زیان جبران ناپذیری وارد می شود مثل حرف از قیامت و حرف از جزا و پاداش بعد از مرگ که اگر درست باشند و حرفشان اعتنا نکنیم پشیمانی بعد مرگ فایده ای ندارند. ____________________________ نورنما: بله همینطورست عقل انسان سالم حکم میکند از چیزی که در ان ضرر وزیان هست دوری واجتناب کند خصوصا که ضرر و زیانش فرضا اگر راست بگویند ضرری ابدی وغیرقابل جبران خواهدشد. __________________________ امیرعلی: آنها حرف از دین می زنند و شریعت که به معنای برنامه ای که از طرف خدا برای مخلوقاتش دارد و اگر این حرف درست باشد ما را از سردرگمی در اینکه چرا به وجود آمده ایم؟ و چه کنیم ؟ رهایی می دهد. ___________________________ نورنما: بله همینطورست عقل میگوید ، شاید اگر حرفشان درست باشد،دیگر نیاز نیست سالها دنبال جواب سوالم بگردم وعقل وغریزه همواره راه میانبر را در دوراهی که شبیه هم هستند انتخاب میکند باعرض معذرت قاعده (حمار) هم در ریاضیات ظاهرا به همین مسئله اشاره میکند... __________________________ نورنما: غیراین موارد چه؟ ___________________________ امیرعلی: و دیگر اینکه اگر ادعاهایشان دروغ هم باشد باید ببینیم طرح و برنامه اشان از لحاظ عقلی درست است عمل کنیم تا حتی اگر فقط این دنیا داشته باشیم بتوانیم از آن استفاده و لذت ببریم و هم اگر آخرتی در کار باشد آنجا هم زیان نبینیم. ______________________________
  14. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    نورنما: 👆👆جسمانیت کمال روح است چراکه شدت تجلی جلال وجمال باهم در انست، لذا قیامت و دربهشت انسانها با جسم خود حضور خواهند داشت وموجودات کامل را خدای تعالی به بهشت خواهدبردونه موجودات ناقص !پس با بدن جسمانی خاکی انها به بهشت یاجهنم منتقل میشوندودرانجا با این کمال زنده خواهندبودوزندگی خواهندکرد. _____________________________
  15. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    نورنما: 🔵فیلسوفهای قدیم نمیتوانستند با دلایل عقلیشان معاد جسمانی را اثبات کنند من باب مثال همین ابوعلی سینا ی نابغه هم در این مسئله مانده بود ولی در کتابش بعداز اینکه نتوانسته دلیل عقلی بر معاد جسمانی اقامه کند،ناچارا بدین مضمون گفته ، بااینکه به عقل نتوانستم اثبات کنم ولی چون نقل(قران وپیامبراکرم صل الله علیه واله فرموده اند) مطیع هستم ومعاد جسمانی را قبول دارم. فلسفه وحی منزل نیست که! متاسفانه مبنای فلسفه ما نیز همانندطیف زیادی ازکتب اخلاقی، کتب از فلسفه یونان گرفته شده و لذا اگر در ان دقت نشود دچار تعارض با مفاهیم ومعانی صریح قران کریم و روایات خواهید شد. مامون جهت مبارزه وشکست علمی امام رضا علیه السلام دستور داد تا کتب فلسفی یونان را به عربی ترجمه کنند تا مبنای فکری شیعه را متزلزل نماید و برحضرت چیره شود ولی نتوانست البته تا الان خیلی از مبانی فلسفه اصلاح و اسلامی وشیعی شده است والان قایل استفاده هست هرچند باید استعداد درکش باشد و مقدمات ان قوی خوانده شودو بااستادقوی انرافراگرفت ___________________________ نورنما: 🔴بگذارید دیگر صریح عرض کنم: برخی فلاسفه اصلا حقیقت و معنای دقیق جسم را نفهمیده اند لذا بیراهه ها رفته اند ! بنده قبلا معنای دقیق وصحیح جسم را خدمت بزرگواران عرض کردم که! جسم یعنی تجلی اسماء جلال + اسماء جمال الهی مانند اسم عزیز یعنی نفوذناپذیر که در جرم ملکول یا هسته اتم یا در اجسام تجلی کرده و باعث شده جسم حالت سفت وسخت به خود گرفته یا اسم قدرت که بصورت انرژی تجلی یافته واسماء جمال همانند تجلی اسم رحمت و وجذبه ونور الهی که بین ملکولها وبین الکترون و پروتون ونوترون و بین اتمها و لابلای جرم جسم تجلی یافته ، لذا به هم پیوستگی میان انها در جسم پدید امده است . حقیقت جرم و انرژی و جسم هم صرفا دریک عالم نیست بلکه دنباله دار است و دنباله ی وجودی دارد ودنباله وجودیش تا عرش الهی کشیده شده و متصل به اسماء سطح بالا واسم واحد الهی هست . فکرکنید طنابی از نور وقدرت و عزت و جمال وجلال الهی از عالم بالا به عالم پایین کشیده شده که در عوالم پایین به دلیل عزت ونفوذناپذیری بالا وافزایش قدرت وجلالش منجمدشده وخودرا بصورت جسم نمایش میدهد واین طناب هم همواره هست وقطع ارتباط وعلاقه ازعالم بالا نکرده است . این فلاسفه ای که بیراهه رفته اند،برخی جسم را یک بعدی دریک عالم واحد لحاظ کرده اند درحالی که چنین نیست و جسم نیز موجودی چند بعدی است ودرچندین عالم مادی وغیرمادی در آن واحد وجوددارد و وجودش تا عرش الهی کشیده شده وامتداد دارد. جرم هسته تا بینهایت امتداد دارد و جاذبه بین اتمها تا بینهایت اتصال دارد. ترجمه نامی همچون اتم از یونانیان باستان اصلا قابل قبول نیست! ما کوچکترین واحدی که قابل تقسیم نباشد نداریم ،هر چه هست از عالم جسمانی تا عالم معنوی امتداد پیداکرده وکشیده شده وسپس بصورت تجلیات اسماء سطح بالا نمود دارد وآخرش به قدرت و رحمت الهی متصل میشود . 🔴🔴لذا جسمانی شدن دوباره یعنی کسب وتجلی اسماء جلال و جمال بیشتر ، واین سیر قهقرائی نیست ، بلکه خود نوعی کمالست برای روح وفرد بااین تصور به اجسام بنگرید،اشکالات عقلی در معاد جسمانی برایتان قابل حل شدن هست ان شاءالله تعالی _________________________________ نورنما: 🔴👆تکمیل شد: جسمانیت سیر قهقرائی نیست بلکه نوعی کمال برای روح وانسان است در کسب وتجلی اسماء جمال وجلال بیشتر وتقویت اسماء جمال وجلالش لذا این سخن را به نویسنده کتاب اگر دسترسی دارید برسانید تا تصحیح نماید. _______________________________ نورنما: لذا عرض میشود تعاریف واصطلاحات فیزیک وشیمی و... باید با دیدتوحیدی بازنگری شود و فیزیک وشیمی از مفاهیم توحیدی نورانی اسلامی برخوردار شوند تا شبهات متعدد دراینخصوص برطرف شود. ________________________________ نورنما: 🔴* درخاتمه عرض میکنم :سخنان اشتباه نویسنده غیرمعصوم آن کتاب به کنار، حتی اگر روایاتی برخلاف مطالب قرآن کریم بود طبق توصیه و امر خود معصومین علیهم السلام حتما باید آنرا به کناری بگذاریم : 🔵 روایاتی دراینخصوص : از امام صادق (علیه‌السّلام) از قول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چنین آمده است: «برای هر امر حقّی حقیقتی است و برای هر امر درستی نوری است. پس آنچه را موافق قرآن است، اخذ کنید و آنچه را مخالف قرآن است، ترک کنید.» [۴] در صحیحه ابن ابی یعفور آمده است که وی در مجلس امام صادق (علیه‌السّلام) حاضر بود و از آن حضرت راه چاره‌ای در مورد اختلاف احادیث پرسید؛ احادیثی که برخی راویان آن‌ها مورد وثوق و برخی قابل اعتماد نیستند. حضرت فرمودند: «چون حدیثی به شما رسید و از قرآن یا گفتار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گواهی بر آن یافتید، درست است وگرنه به درد آورنده‌اش می‌خورد.» [۵] [۶] در صحیحه ایّوب بن حر نیز آمده است که شنیدم از امام صادق (علیه‌السّلام) که فرمود: «هر چیزی باید به قرآن و سنّت ارجاع داده شود و هر حدیثی که موافق با قرآن نباشد، دروغی خوش نماست.» [۷] دانشمند والامقام شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر ارزشمند خود (به صورت مرسل) از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است که فرمود: «هنگامی که حدیثی از من برای شما آمد، آن را بر کتاب خدا و حجت عقلی‌تان عرضه کنید. پس اگر موافق آن دو بود، بپذیرید، وگرنه آن را به دیوار بزنید.» [۸] منبع: http://wikifeqh.ir/عرضه_احادیث_بر_قرآن _____________________________ کو هنورد: پوزش ازهمه دوستان نمی خواستم وقتتان رابگیرم من فکر کردم چون آوای توحید نشر آثار علامه هست استاد هم از شاگردهای ایشون هستند مطرح کردم وگرنه حرف نمی زدم از همگی معذرت میخام _______________________________ نورنما: ماکه نگفتیم حرف نزنید!!! اشکالتان حتما باید مطرح شود وگوینده نخست اشکال وحرف ناصحیح هم هرکسی میخواهد باشد باید بصورت منطقی و قرانی و روایی به اشکال پاسخ دادکه پاسخ به این مطلب از فلان کتاب هم بصورت قرانی ومنطقی داده شد،ظاهرا شما باز حرف ایشان را برسخنان صریح وواضح قران کریم ترجیح میدهید وهنوز درشک هستید؟ گفتید که در شخص جمود ندارید، یعنی مطالب واضح قرانی که برایتان ارسال کردم شکتان رابرطرف نکرد؟!! ایشان حقیقت جسم را خوب توجه ودقت نکرده اند وندانسته اند حقیقت ان چند بعدی هست و در آن واحد در چند عالم جسمانی وفوق جسمانی وجودش تداوم داردو درحقیقت تجلی اسماء جمال وجلال الهی هست و جسمانیت کمال است که خدای تعالی بعداز اینکه روح و نور اهل بیت علیهم السلام رابه جسم خاکی وبدن انتقال داد ،کمالی بالاتر به نور دادواسماءجمال وجلال الهی بالاتری داد،ونه اینکه به روح سیر قهقرائی بدهد، جسمانیت کمال روح است ولذا خدای تعالی بعداز آن فرمود : تبارک الله احسن الخالقین .یعنی کمالی جدید به روح و نور داده وقابل تقدیر است ایشان ،این بزرگوار در برخی موارد نظر خودشان را مطرح کرده اند ونه قران کریم ودین را.مثل همین مورد،البته باید قبل وبعد مطلب وکتاب هم مطالعه شودببینیم ایا نقل قول سخن اشتباه فلاسفه هست یانه ،سخن خود ایشان این حرف باطل است!! این هم دومین اشکال به مطالب ایشان هست که دراین گروه پاسخ داده شد. _________________________________
  16. بسم الله الرحمن الرحیم توحید وعقاید شیعه دوازده امامی
  17. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    کو هنورد: ببخشید یعنی نظر شما اینه که قیامت روی همین عالم انجام میشود وباهمین جسم مادی ما درست فهمیدم _______________________ نورنما: سلام بنده کسی نیستم که دراین باب صاحبنظر باشم ! بنده مطالب کتب اعتقادی وتفسیری شیعه و آیات و روایات مربوطه را خدمتتان عرض میکنم. لذا نفرمایید،به نظر شماو... بله قیامت طبق آیات صریح قرآنی ونه صرفا نظرم بنده!! در روی همین کره خاکی وعالم جسمانی که داریم محقق خواهد شد. مثلا ایه 22 سوره حج ((یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما ارضعت وتضع کل ذات حمل حملها....)) ترجمه آیه: روزی که آن را میبینید که 1- هر مادر شیردهی کودک شیرخوارش را فراموش میکند،و 2- وهر بارداری جنین خود را بر زمین می نهد 3- ومردم را مست میبینی ! درحالی که مست نیستند ولی عذاب خدا شدید است . 🔵قیامت طبق همین ایه و ایه زنده شدن پرندگان مرده که حضرت ابراهیم علیه السلام درخواست کیفیت قیامت را خواست و... جسمانی و در همین عالم و درهمین کره خاکی بوقوع خواهد پیوست چرا که : 🔴 روح انسان و زنان که شیرده نیست! ایه میفرماید زنان شیرده 🔴روح انسانی باردارنمیشود!!! آیه قرانی میفرماید زنان آبستن و باردار .... 🔴روح انسان که دیده نمیشه ،چه برسد که مست دیده شود... آیه قرانی میفرماید مردم در قیامت مست دیده میشوند درحالی مست نیستند.... _________________________ کوهنورد _________________________ نورنما: خب این هم حرف باطلیه که معاد را با جسم برزخی وجسم مثالی فرض کرده معادباهمین جسم خاکی هست . اونم جریان حضرت ابراهیم هم دلیل برانست والا خدا روح وجسم مثالی حیوانات رو در جواب ابراهیم علیه السلام به او نشان میداد . چون جسم برزخی نه شیرده است ونه باردار میشود و ابستن نمیشود درحالی که ایه قرانی میفرماید روزقیامت زنان شیرده ... زنان باردار کودکانشان را می اندازند . این کتاب رو ول کنید پر از غلط و اشتباه است .وشما را به اشتباه می اندازد باید با یک استادی از اول مطالعه و عیوبش گفته شود نورنما: یادر آیه قران کریم هست اذا العشار عطلت اذا الوحوش حشرت درمورد قیامت که روزی هست که شتران آبستن رها شوند یا حیوانات وحشی گرد آورده شوند خب همه اینها خبر از جسم وجسمانیت معادست ______________________________ کو هنورد: ببخشید استاد من فقط چند کتاب استاد صمدی که برای عموم هست مطالعه کردم کتابهای سنگین مطالعه نکردم _____________________________ نورنما: مطالعه این کتابها بدون اخذاز استاد صلاح نیست ______________________________ کو هنورد: من تایکی دوسال پیش به همین نظر شما فکر میکردم تازه به این نتیجه رسیده بودم ____________________________ نورنما: نظر جدیدتان خب معیوبست ،لذا به همان اعتقاد صحیح سابقتان بازگردید _____________________________ نورنما: 🔵فیلسوفهای قدیم نمیتوانستند با دلایل عقلیشان معاد جسمانی را اثبات کنند من باب مثال همین ابوعلی سینا ی نابغه هم در این مسئله مانده بود ولی در کتابش بعداز اینکه نتوانسته دلیل عقلی بر معاد جسمانی اقامه کند،ناچارا بدین مضمون گفته ، بااینکه به عقل نتوانستم اثبات کنم ولی چون نقل(قران وپیامبراکرم صل الله علیه واله فرموده اند) مطیع هستم ومعاد جسمانی را قبول دارم. ______________________________ H.a.M: سلام علیکم روز بخیر از نظر عقلی هم نظر استاد نورنما قابل قبول تر است تا این نظر ک معاد با جسم مثالی یا امثالهم واقع خواهد شد کما اینکه در خواب ک انسان خواب میبیند ب تعبیری با بدن مثالی خود لذت یا وحشت و عذاب را در خواب تجربه میکند درجه این لذت و وحشت و عذاب با لذت و عذابی ک در بیداری برای انسان حاصل میشود قابل قیاس نیست و عدل الهی حکم مینماید ک انسانی ک با این بدن و روح و ب این شکل اعمال نیک یا زشت مرتکب شده جزا و سزای کارهایش را نیز با همین بدن و روح ببیند از طرفی همان مثال زنده شدن پرندگان توسط حضرت ابراهیم نیز حتم ب یقین ب ما میفهماند ک قیامت جسمانی و دارای بعد مکانی و زمانی است ______________________________ نورنما: سلام علیکم صبح شما هم به خیر احسنت بر شما بله انهم دلیل دیگراست که عدالت الهی اقتضا میکند بدنی که گناه کرده رابسوزاند یا بدنی که باان نیکی کرده را جزا بدهد. 🔴البته این نظر بنده نیست ، همین نظر ایات قران کریم و روایات اهل بیت و کتب وعلمای ثقه شیعه هست . _____________________________ H.a.M: ب نظرم بهتره این بحث ها را منتقل کنیم ب کانال اعتقادات و اینجا بحث شرح معراج السعاده را دنبال کنیم تا اختلاط بحث پیش نیاد . ____________________________ نورنما: بله دوستان اگر باز اشکال و سوالی اعتقادی داشتند لطفا به گروه اعتقادی تشریف بیاورند ____________________________
  18. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    نورنما: 🔴مرحوم ملااحمدنراقی، مطالب خیلی خوب و مفیدی را مطرح فرمودند. ظاهرا ایراد خاصی به این نوشته نمی باشد مگر اینکه صفات وملکاتی که در انسان جمع شده را منحصردر چهارپایان و درندگان و شیاطین و ملائکه وفرشتگان دانستند 👈درحالی که یک قسمت دیگری هم از صفات وخصوصیات هست که حتی فرشتگان هم ان را ندارند وتنها مختص به انسان است ،تظاهر وتجلی ان اسماء الهی وقسم دیگری نیز هست که باعث نیل انسان به پایین و سقوط به اسفل السافلین و جایی پاینتر وپست تر از حیوانات وشیاطین هست. 🔴برخی اسماء الهی هستند که تجلی ان وشانیت تجلی انها مختص به انسان ها میباشدو در ان شبیه هیچ مخلوق دیگری نیست _________________________ کو هنورد: فرمایشتان کاملا متین من به قیامت باور قلبی دارم کاملا درست ولی از آنجایی که در عوالم بالاتر بعد مکان وزمان مطرح نیست برای قیامت بعد زمان ومکان نیست برداشت من این بود که در همین زمان که ما روی کره زمین هستیم برای خلقتهای پیشین قیامت برپاشده و..وبرداشت دیگرم که گفتم دحوالارض جدیدی رخ خواهد داد منظورم همان لحظه نبود چه بسا هزاران سال زمین خالی از سکنه باشد و دوباره این اتفاق بیفتد دیگه خسته تون نمی کنم از لابه لای حرفهاتون ان شاءالله جوابهای خودم رو دریافت می کنم _____________________________ نورنما: سلام علیکم بزرگوارید ولی : کی گفته برای قیامت بعد زمان نیست! یا کی گفته برای قیامت بعد مکان نیست ! نه این مطلب هم صحیح نیست قیامت هم دارای بعد مکانی هست طبق آیات صریح قران کریم همین حشر یعنی جمع آوری مکانها از زمین وستارگان و نشر یعنی گستراندن مکانها از زمین روز قیامت دلیل بر جسمانی بودن قیامت و دارای مکان وزمان بودن آنست حتی به قیامت زمانی در حدود 50 هزار سال مستند شده که مستحضرید ،50هزار سال ،یعنی قیامت هم مکان وزمان دارد . شیعیان طبق صریح قرآن کریم و روایات معتقدند معاد وقیامت جسمانی خواهدبودونه روحانی صرف! یعنی هم جسم وبدنتان راخواهید داشت و هم طبعا در بعد زمانی ومکانی خواهید بود. مثال بارزش جریان پرسیدن حضرت ابراهیم علیه السلام از ((کیفیت معاد وقیامت وزنده کردن مردگان )) بود که خداوند متعال بدین مضمون امر فرمودند: چند پرنده را ذبح کن و بدنهای آنها را ریز ریز کن و بعد آنراهم بکوب وهمانند خمیر کن بعد این را در بالای چند کوه قرار بده ! سپس نام انها را صدا بزن، که حضرت با صدا زدن نام هرکدام انها، همان زنده میشد و گوشت خمیرشده ان از کوههای مختلف جمع میشد و به هم می پیوست و پرنده دوباره زنده میشد. این یعنی کیفیت قیامت اینطوراست که با بدنهای گسسته مان با فرمان الهی و صور اسرافیل دوباره بدن خاک شده یمان دوباره به هم میپیوندد و زنده خواهیم شدان شاءالله. پس قیامت جسمانیست ووقتی جایی جسم هست طبعا ظرف آن از مکان وزمان حتما خواهد بود . *خب نه بزرگوار،این برداشت شما طبق دلایل منطقی واعتقادی و روایی وایات قران کریم که عرض شد،صحیح نیست ،فرضا کتابی هم چنین نوشته باشد،باید اگر نویسنده درحیات باشد،ایشان را به همین دلایل بنده متوجه نماییدتا اشتباهش را اصلاح نماید. اصلا آخرین انسان کامل ازامامان روی زمین رحلت فرمود،شک نکنید،صددرصد قیامت ناگهان برپا میشود.چون اصلا علت خلقت ماها ، وجهان ودنیا ،همین پیامبر وامامان معصوم علیهم السلام اند،بعداز خلقت آدم وانتقالش به زمین ،بافقدان انها یک لحظه هم وجوداین زمین و... بدون انها معنی ندارد. آن اعتقادات قبلی تان را به کناری بگذاری و دلایلی که عرض کردم از اعتقادات شیعه وآیات وروایات را چراغ راهتان قرار دهید.که اینها که عرض شد از مطالب اساتید بزرگ حوزوی و مطالعه کتب متعدد اعتقادی شیعه می باشد و من در آوردی نیست وتا میتوانید کتب عرفانی و فلسفی را بدون استاد مبرز و کارکشته فن ،مطالعه نفرمایید چراکه مطالب ذوقی و شهودی بامطالب اعتقادی چنین مخلوط و باعث شبهات مختلف اعتقادی میشود. ______________________________
  19. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    نورنما: 🔴مرحوم ملااحمدنراقی، مطالب خیلی خوب و مفیدی را مطرح فرمودند. ظاهرا ایراد خاصی به این نوشته نمی باشد مگر اینکه صفات وملکاتی که در انسان جمع شده را منحصردر چهارپایان و درندگان و شیاطین و ملائکه وفرشتگان دانستند 👈درحالی که یک قسمت دیگری هم از صفات وخصوصیات هست که حتی فرشتگان هم ان را ندارند وتنها مختص به انسان است ،تظاهر وتجلی ان اسماء الهی وقسم دیگری نیز هست که باعث نیل انسان به پایین و سقوط به اسفل السافلین و جایی پاینتر وپست تر از حیوانات وشیاطین هست.
  20. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    نورنما: بسم الله الرحمن الرحیم *بررسی ونقد کتاب معراج السعادت فصل اول : شناختن نفس مقدمه شناختن خدا شناختن نفس مقدمه شناختن خدا بدان که کلید سعادت دو جهانی ، شناختن نفس خویشتن است ، زیرا که شناختن آدمی‌خویش را اعانت‌بر شناختن آفریدگار خود می‌نماید . چنانکه حق - تعالی - می‌فرماید : «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق» یعنی : «زود باشد که‌بنمائیم به ایشان آثار قدرت کامله خود را در عالم و در نفسهای ایشان ، تا معلوم شودایشان را که اوست پروردگار حق ثابت» . (1) و از حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - منقول است که : «من عرف نفسه فقدعرف ربه» یعنی : «هر که بشناسد نفس خود را پس به تحقیق که بشناسد پروردگار خودرا» . (2) و خود این ظاهر و روشن است که : هر که خود را نتواند بشناسد به شناخت دیگری چون تواند رسید ، زیرا که هیچ چیز به تو نزدیک‌تر از تو نیست ، چون خود را نشناسی دیگری را چون شناسی ؟ تو که در علم خود زبون (3) باشی عارف کردگار چون باشی تاثیر شناختن نفس در تهذیب اخلاق و نیز شناختن خود ، موجب شوق به تحصیل کمالات و تهذیب اخلاق و باعث‌سعی در دفع «رذائل» (4) می‌گردد ، زیرا که آدمی بعد از آنکه حقیقت‌خود را شناخت ودانست که : حقیقت او «جوهری» (5) است از «عالم ملکوت» ، (6) که به این عالم جسمانی‌آمده باشد ، که به این فکر افتد که : چنین جوهری شریف را عبث و بی‌فایده به این عالم‌نفرستاده‌اند ، واین گوهر قیمتی را به بازیچه در صندوقچه بدن ننهاده‌اند ، و بدین سبب‌در صدد تحصیل فوائد تعلق نفس به بدن بر می‌آید ، و خود را به تدریج‌به سر منزل‌شریفی که باید می‌رساند . و گاه است که گوئی : من خود را شناخته‌ام ، و به حقیقت‌خود رسیده‌ام . زنهار زنهار ، که این نیست مگر از بی‌خبری و بی‌خردی . عزیز من چنین شناختن را کلید سعادت‌نشاید ، و این شناسائی ترا به جائی نرساند ، که سایر حیوانات نیز با تو در این شناختن‌شریک‌اند ، و آنها نیز خود را چنین شناسند . زیرا که : تو از ظاهر خود نشناسی مگر سر وروی و دست و پای و چشم و گوش و پوست و گوشت ، و از باطن خود ندانی مگر این‌قدر که چون گرسنه شوی غذا طلبی ، و چون بر کسی خشمناک شوی در صدد انتقام‌برآئی ، و چون شهوت بر تو غلبه کند مقاربت‌خواهش نمائی و امثال اینها ، و همه‌حیوانات با تو در اینها برابرند . پس هرگاه حقیقت تو همین باشد از چه راه بر «سباع» (7) و «بهائم» (8) ، مفاخرت‌می‌کنی ؟ و به چه سبب خود را نیز از آنها بهتر می‌دانی ؟ و اگر تو همین باشی به چه سبب‌خداوند عالم ترا بر سایر مخلوقات ترجیح داده و فرموده : «و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا» یعنی : «ما تفضیل دادیم فرزندان آدم را بر بسیاری از مخلوقات خود» (9) . و حال اینکه در این صفات و عوارض ، بسیاری از حیوانات بر تو ترجیح دارند . پس باید که : حقیقت‌خود را طلب کنی تا خود چه چیزی ، و چه کسی ، و از کجاآمده‌ای ، و به کجا خواهی رفت . و به این منزلگاه روزی چند به چه کار آمده‌ای ، تو رابرای چه آفریده‌اند . و این اعضا و جوارح را به چه سبب به تو داده‌اند ، و زمام قدرت واختیار را به چه جهت در کف تو نهاده‌اند . و بدانی که : سعادت تو چیست ، و از چیست ، و هلاکت تو چیست . و بدانی که : این صفات و ملکاتی که در تو جمع شده است‌بعضی از آنها صفات‌بهایم‌اند ، و برخی صفات سباع و درندگان ، و بعضی صفات شیاطین ، و پاره‌ای صفات‌ملائکه و فرشتگان . و بشناسی که : کدام یک از این صفات ، شایسته و سزاوار حقیقت تو است ، و باعث‌نجات و سعادت تو ، تا در استحکام آن بکوشی . و کدام یک عاریت‌اند و موجب خذلان‌و شقاوت ، تا در ازاله آن سعی نمائی . و بالجمله آنچه در آغاز کار و ابتدای طلب ، بر طلب سعادت و رستگاری لازم‌است آن است که : سعی در شناختن خود ، و پی‌بردن به حقیقت‌خود نماید ، که بدون آن‌به سر منزل مقصود نتوان رسید . __________________________
  21. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    کوهنورد ___________________________ نورنما: این مطلبش ونتیجه گیری از یک شخص سنی بنام محی الدین ابن عربی هست و نظر خودش را گفته ونه نظر دین وقران و روایات شیعه را و مطلبش خلاف ظاهر کلمات قران کریم هست . الارض یعنی همان زمین خودمان . واین روایت را صبر کنیدکاملش وتوضیحش را برایتان پیدا وارسال کنم. ____________________________ نورنما: روایت شده : ابوحمزه از امام صادق علیه السلام میگوید که عرض کردم : آیا زمین بدون وجود امام باقی میماند؟ حضرت فرمود: لولا الحجت لساخت الارض باهلها سنی ها چون بعداز پیامبر امامان معصوم ما رو قبول ندارند در تفسیر این روایت به این واضحی گیر کرده اند ولذا ابن عربی و... درصدد توجیه ان برامده اند و گفته اند منظور کل عالم است و.... والا اگر قبول کنند اینجا الارض یعنی همین زمین ما طبعا به این مشکل برمیخورند خب حجت بعداز پیامبر تا الان که بوده وچه کسانی بودند ؟ چون خودشان نیز معترفند که سه خلیفه و خلفای راشدین وغیر ان از بنی امیه وبنی عباس و.... هیچ کدام معصوم نبودند وتا دلت بخواهد از انها خلاف عصمتها در تاریخ وروایات خودشان دارند طبعا جهت مخفی کردن جایگاه امام روی زمین بعداز پیامبر چنین بافته هایی بافته اند . ___________________________ کو هنورد: حضرت علامه نظرشون این بود که محی الدین عربی شیعه هست ____________________________ نورنما: اگر چنین هم بفرمایند .نظر ایشانه واین هم دلیل نمیشود که حتما سخن خلاف ظاهر قرآن وخلاف صریح روایت اش را بپذیریم. حرف محیی الدین که الان دراینجا باطل است و اشتباه .جهت مخفی کردن مقام امام بعداز پیامبر چنین بافته است کتابهایش پر از سخنان اینچنینی هست البته سخنان خوبی هم داردمنکرانها نیستم ______________________________ کو هنورد: گفتن که اکثر کتابهاشان دست کاری شده ____________________________ نورنما: ☺️خب این ورق از کتابشان هم که فرستادید ،شاید از همان اوراق دستکاری شده باشد ____________________________ 🌹عبدالعباس🌹: جناب محی الدین بن عربی در زمانی میزیسته اند که بشدت نیازمند تقیه بوده اند بخاطر همین بعضی از کلام ایشان در مقام تقیه صادر شده و این مسئله منافاتی با تشیع ایشان ندارد ___________________________ نورنما: برفرض تشیعشان این موردهم شایداز مواردتقیه اشان باشد _____________________________ کو هنورد: ببخشید استاد من چند سالیست مطالعه می کنم قصد جسارت ندارم دوست دارم واقیعت رو پیدا کنم ممنون که راهنمایی می کنید ____________________________ نورنما: نه بزرگوار خیلی خرسندم از این حس حقیقت یابی تان _______________________ 🌹عبدالعباس🌹: ضمنا این چاپ مصر هست _____________________ کو هنورد: این کتاب انسان کامل در نهج البلاغه شرحش هست که استاد صمدی فرمودند ______________________ نورنما: بزرگوار ما تعبد در اشخاص نداریم که بادلیل و متن صریح وکامل روایت این مطلب ،منافات دارد که عرض شد وخلاف ظاهر را باید دلیل منطقی قوی اورد ونه صرفا یک خاطره و... ___________________________ کو هنورد: ببخشید استاد الان چی منظورتون هست من متوجه نشدم دقیقا __________________________ نورنما: منظورم این مطلب مورد بحثمان را بی دلیل از ظاهر عبارت که بر معنای ظاهری ارض دلالت تطابقی به دلالت التزامی بعیدش منتقل کرده و دلیلی هم که اورده دلیل خوب وقوی نیست وتقریبا دلیل بهش نمیشه گفت ____________________________ کو هنورد: بله جمله مورد نظرتون رو فرمودم کدام هست _________________________ نورنما: الان قبول دارید که در روایت الارض ، همان زمین خودمان هست ونه کل عالم خلقت گرچه در کل عالم خلقت هم اصلا عقلا محالست که حجت نباشد،چراکه عالم از انوازگر اهل بیت علیهم السلام خلق شده چیزی که عقلا محالست را چه نیازی به ذکرش بوده ؟ _______________________________ کو هنورد: برداشت من این بود که امام در واقع امام همه هست نه فقط انسان بلکه جن وهمچنین دیگر موجودات که ما نمی بینیم نمی دونم برداشت شما چطور هست ______________________________ نورنما: این درست است،امام همه مخلوقاتست البته بااین تعریف پیامبراکرم صل الله علیه واله را نیز جزو امامان محسوب میکنیم ولی چه ربطی به بحث ما دارد؟ ____________________________ کو هنورد: با اجازه استاد در پایان هر دوره ای دحوالارض زمین به زیر آب فرو میره و دوباره از زیر خانه کعبه به حالت اولیه بر میگرده و انسانهای جدید با حضرت آدمی جدید خلق می گردند ____________________________ نورنما: اولین مطلب تان این بود 👆 که این خلاصه باطل شد. دلیلی هم برایش سراغ ندارم ____________________________ کو هنورد: ممنون ولی اگه در مورد دحوالارض کلا مطلب بگذارین ممنون میشم ان شاءالله همه سوالها جوابش را می گیریم ___________________________ نورنما: دحو الارض : یعنی اولین زمانی که اب روی کره زمین که همه زمین را در اول خلقت ان پوشانده بود ، به اذن الهی از مکان خانه کعبه کنونی شروع به عقب رفتن و فروکش کردن کرد وظاهرا زمان حضرت نوح علیه السلام نیز چیزی شبیه ان اتفاق افتاده فراتر از ان دو حادثه ،چیز دیگری از منابع روایی معتبر سراغ ندارم . دحو یعنی گستراندن زمین البته اختلافست بین اینکه اول زمین خلق شدبعد اسمانها ویا اول اسمانها خلق شد بعد زمین .... _____________________________ نورنما: خواهش میکنم 🔴ولی خب نتیجه بحث چه شد؟ 🔵دلیلی نقلی از آیات و روایات بر مطالبتان نیست . 🔵و اصل عقلائی در تفسیر ایات و روایات اصالت ظهور و استناد به معنای ظاهری عبارت آیه وقران کریم است اگر خلاف صریح قران و روایات صحیح دیگر نباشد. 🔵در اینجا هم روایت لولا الحجت لساخت الارض باهلها دارد داد میزند که منظور سوال کننده همین زمین خاکی خودمان هست ونه جهان هستی . 🔵اصلا معقول نیست معنای انرا به کل عالم که ازنور وجودی اهل بیت سرمنشاءگرفته بزنیم ، 🔴و این هم که قبل از ادم ایا انسانهایی روی همین زمین بودند نیز دلیل روایی نداریم و با بیان خاطره جناب محیی الدین نیز قابل اثبات نیست برای چنین امری حتما باید دلیل وحیانی ازمعصومین داشته باشیم. 🔵بلکه اگر موجوداتی هم میبودند، عاقل باشعور واختیار که احتمال غفلت وگناهشان باشد ،خیرچنین موجوداتی نبودند ، 👈چرا که دراین صورت حتما باید پیامبر وحجتی برای خود در زمین میداشتند والا زمین تحمل گناه وغفلت از موجودات باشعور را نداردو غیراز حجت الهی واولیای الهی وملائکه احدی امکان توجه وذکر تام به الله متعال را به همراه عصمتش ندارد. 👈سوای اینکه جریان خاک و حضرت عزرائیل و اعتراض ملائکه وپاسخگویی الله متعال هم نشان میدهدکه حضرت ادم اولین انسان روی زمین بوده 👈والا اگر انسانهایی قبلش قرار بود خلق بشوندخب طبعا قبلا باز ملائکه میبایستی جهت چنین کشت وکشتاری به خدا اعتراض میکردند و خدا پاسخشان را میداد 👈و دیگر در این خلقت انسان دوم وسوم و... از حضرت ادم جدیدش،که پدر ماست ، جایی برای اعتراض دوباره ملائکه به خدای تعالی و جواب الله متعال باقی نمیماند 👈والا ملائکه اهل گستاخی دوباره به ذات اقدس اله نیستند 👈.خصوصا که بایدباخلقت ادم قبلی ،دیگر عملا خیر ونیکی او را که میچربیدبه کشت وکشتار و حکمت الهی از خلقت ادم قبلی را عملا متوجه میشدند 👈لذا جایی برای اعتراض دوباره به خداجهت خلقت ادمی که پدرماست نمی ماند. 🔵لذا پدر محترم ما حضرت آدم اولین ادم وانسان روی این کره خاکی زمین است که خلق شده وجای تردیدنیست . 🔴اما برای دحو الارض دوباره بعد از رحلت اخرین امام ما نیز 👈دلیلی روایی نداریم 👈وهمین روایت لولاالحجت لساخت الارض باهلها هم اثبات میکند که بعداز رحلت اخرین امام زمین دیگر جای سکونت نیست و ظاهرا قیامت بپا خواهدشد. 🔵چرا که ناگهان در وضعیت قیامت در قران کریم امده که 👈 زنان ابستن فرزند خود راخواهند انداخت و... 🔵یعنی قیامت ما ، وقتی برپا میشود که همین نسلهای ما درحال زندگی هستند وناگهان از برپاشدن قیامت شوکه شده و پابه فرار خواهند گذاشت و زنان ابستن فرزندانشان را از ترس خواهند انداخت 🔵موقع قیامت هم که عرض شد افتاب خاموش وهمچون طومار در هم پیچیده میشود ، 🔴کوهها همچون پنبه حلاجی شده نرم میشوند ، 🔵زمین غیر این زمین واسمان نیزهمینطور خواهدشد،((تبدل الارض غیرالارض والسماوات)) وبسط خواهدیافت . 🔴کل پستی و بلندی ها از بین خواهد رفت ، پس دیگر دحو الارض واینها در زمین صاف صاف معنی ندارد ،تکون الجبال کالعهن المنفوش (( یسئلونک عن الجبال فقل ینسفهاربی نسفا فیذرها قاعا صفصفا لاتری فیها عوجا ولا امتا )) 🔴دریا ها آتش میگیرند : اذا البحار سجرت، خب دریا ها اتش بگیرند دیگر ابی نیست که دحوالارض دوباره اتفاق بیافتد ... ___________________________ نورنما: 🔵یا ایه قرانی فرموده ((جمع الشمس والقمر:)) ماه و خورشید باهم جمع میشوند ، 👈خب یعنی اختلال در مدارهای اینها که معنایش نابودی کل جانداران روی زمین و عدم امکان حیات وخلق ادم دیگر و دحو الارض جدیددیگر .... 🔴اسمان همچون طومار پیچیده میشود، ((یوم نطوی السماء کطی السجل )) 👈که اگر اسمانها کل کرات وستارگان دیگر ازبین بروند دیگر امکان حیات وخلقت ادم جدید و دحوالارض دوباره در زمین نیست ... 🔴همه اینها دلیل براینست که قیامت برای ما انسانهای نسل ادم پدرمحترم خودمان خواهدبود 🔵وامکان خلق ادم جدید وبه قول شما دحوالارض جدید نیست . 🔵ما اخرین انسانها روی زمین هستیم 🔵همانطور که اولین انسانهای روی زمین هستیم که اولین ما حضرت ادم علیه السلام بوده .قبل ادم ما ، ادم و انسانی وجودنداشت 👈خصوصا که عبارت قرآنی ((فتبارک الله احسن الخالقین )) که خدای تعالی در مورد خلقت آدم علیه السلام پدر محترممان فرمودند، 🔵اگر قبل از ایشان ادمهای دیگری خلق فرموده بود که دیگر دلیل ومعنی نداشت این عبارت را در مورد خودش استفاده نماید، 🔵ظاهرا لفظ احسن در احسن الخالقین ،افعل تفضیل است ، افعل تفضیل یعنی این مخلوق در خلقت بالاترین مخلوقات و نیکوترین انهاست ، 👈اگر همانند این آدم آدم دیگری را هم باهمین خصوصیات خلق فرموده بودکه دیگر این ادم ما ، مثل اون قبلیه میشد و نمیشد راجع به خلق او خداوند متعال عبارت احسن الخالقین را بکار ببرد! _______________________________ نورنما: اگر در اخر اشکال کنید که ان انداختن کودک زنان ابستن ، توسط انسانهای نسل ادمهای بعدی روی کره زمین است 🔵جواب میدهیم خب انوقت این خبر قرانی به نسل ما و نسل های آدم ما ،که مثلا قرار نیست دران وقت قیامت زنده و وجود داشته باشند وطبق فرموده شما قیامت راهیچکدام نخواهنددید،ودحوالارض جدیدی پیش خواهد امدو... 👈در اینصورت ارسال این خبر و اعلام این خبر توسط خداوند متعال برای ما ها کار عبث وبیهوده ای میشود معاذالله . وخداوند متعال حکیم علیم بری از انجام کار عبث وبیهوده است . چرا معاذالله بیهوده میشه ؟چون وقتی هیچ کداممان به اون حالت نخواهیم افتاد و هیچ زن ابستنی از نسل ما ،چنین اتفاق ناخوشایندی را نخواهد دید پس تهدید نسل ما با این عبارت عبث وبیهوده میشود ______________________________
  22. ali947198

    مطلب فرستاده شده از گروه ایتا

    یا علی: با سلام اسید جلال وهرچه در شماره 6 آمده جلال دم جمال بازدم جلال کبد جمال وطحال جلال و کیسه صفرا هم جلال( از روی مزاج اندامها گفتم) معده باید هم جمال باشد هم جلال. چون هم مواد به آن وارد میشوند وهم خارج میشوند. گلبولهای سفید جلال چون حالت تدافعی دارند و گلبولهای قرمز جمال چون وظیفه خونرسانی دارند ____________________________ نورنما: سلام متشکر از جوابتان مورد کبد وطحال وکیسه صفرا را توضیح بیشتر دهید ___________________________ امیرعلی: سلام. ۶) اسید به علت از بین برندگی : جلال // گوگرد بدبو و سمی به علت اینکه حالت انزجار و دفع موجودات زنده : جلال // باروت به دلیل انفجار و ویرانی : جلال // کود شیمیایی فسفات : جلال // کبریت شعله ور : رنگش زیباست و جمال اما خاصیت آتش سوزی دارد: جلال // مذاب کوه آتش فشان : داغ و ویران کننده : جلال // ۷) دم به دلیل حالت انبساط در ریه ها و بدن : جمال // بازدم به دلیل انقباض ریه و بدن : جلال // ۸) تلمبه و پمپاژ قلب از لحاظ اینکه فشار به ساختمان قلب می آید جلال // در گرفتن و هل دادن خون هم جلال ۹) جلال ۱۰) جمال ۱۱) صداهای جذاب : جمال// گوشخراش : جلال ۱۲) نتهای جذاب : جمال // زننده و اضطراب آور : جلال ۱۳)نیم کره چپ : جلال // راست که حفظ و جذب : جمال _________________________________ نورنما: باسلام بجز موارد 8 و 9 و10 سایر موارد صحیحست 🔴مورد8 منظور خود جذب خون مقصودسواله ونه تاثیر وتاثرات ان ______________________________ یا علی: استاد گرامی، آیا میتوانیم از بررسی اینها، نتیجه بگیریم که هر چه در عالم موجود است و هر پدیده ای که در عالم رخ میدهد تجلی اسماء جلال وجمال الهی است؟ ______________________________ نورنما: بله بجز مقام اسم واحد وامثال ان در وحدت اسماء بله مخلوقات عوالم پایینتر همینگونه اند _____________________________ نورنما: 🔵سلام بیشتر پاسخها را دوستان دادند هم از برادران عزیز و هم از استاد گرانقدر سپاسگذارم و استفاده کردیم ، از باب مشارکت در درس و بحث پاسخ مجدد ارسال میکنم 🔴سلام علیکم سلامت باشید .ممنونم از پاسخگویتان 🔵۱. شب جلال و روز جمال ۲. مرد جلال و زن جمال ۳.کودک جمال ، میانسال جمال یا جلال و پیر معمولا جمال 🔴در مورد پیر درپیامهای قبلی دربعد جسمانی به دو نوع عرض شد 🔵۴. فرد چاق جلال و متوسط جمال 🔴صحیحست 🔵۵.سمت راست جلال و سمت چپ جمال 🔴علتش را بیان فرمایید؟! 🔵۶.اسید و گوگرد جلال 🔴صحیحست 🔵و کود شیمیایی جمال 🔴بعد رزقش را در نظر بگیریدکه نوعی رزق است بله جمال میشود 🔵 کبریت شعله ور ب جهت نور و جذابیت جمال و آتش سوزی و ویرانی جلال ، مذاب کوه آتشفشان ب جهت حرارت و سوزانندگی و دفع جلال و بجهت دارا بودن انواع رنگها و جذابیت و نور جمال 🔴بله صحیحست ولی معمولا خصوصیت غالبش که غلبه دارد را اصل قرار میدهند،مثلا در مذاب خصوصیت سوزانندگی وکشندگی غالب است بر زیبایی و... 🔵۷. عمل دم جمال ب دلیل جذب و عمل بازدم ب دلیل دفع جلال ۸. ضربان قلب در گرفتن خون جمال و در هل دادن خون ب رگها جلال ۹. ثقالت و تخفیف حروف جلال ب جهت سختی تلفظ آنها 🔴صحیحست فقط در شماره 9 ،تخفیف یعنی سهولت وراحتی تلفظ حرف که تخفیف جمال است وثقالت جلال 🔵۱۰. فصاحت و بلاغت کلام ب دلیل جاذبه جمال و عکس آن ب دلیل دافعه جلال ۱۱.صداهای زیبا جمال و گوشخراش جلال ۱۲.موسیقی جذاب و ملایم جمال و تند و مضطرب جلال ۱۳. نیم کره چپ مغز جلال چرا ک وظیفه سنگین و سخت محاسبات را دارد و نیم کره راست جمال 🔴صحیحست 🔵۱۴. کبد ب دلیل جذب مواد قندی جمال و ب دلیل متابولیسم آنها و ساخت و ترشح پروتئین ها جلال و بجهت دفع انسولین جلال 🔵و طحال ب دلیل ترشح و دفع پادتن و سلولهای خون جلال و بجهت فاگوسیت میکروبها و سلولهای مرده و نیز جذب سلولهای خونی جمال 🔴خیلی عالی ،فقط باید بحث شودکه کدامیک از این خصوصیات غالب است و بیشتر نمود دارد .که بحث تخصصی طبی و کالبدشناسی میشود.وهمینطور یک چیز واحد را باید در تشخیص جمال وجلال بودن باید در نظر گرفت ونسبت به ان جمال وجلال بودن را بررسی کردونه دو چیز 🔵 معده ب جهت ترشح آنزیمها و نیز خرد کردن غذا و هضم غذا با اسید و دفع غذا ب مویرگها جلال 🔴صحیحست 🔵۱۵.گلبولهای سفید ب دلیل دفع پادتن جلال و ب دلیل جذب و فاگوسیت میکروبها جمال 🔵گلبول قرمز با جذب اکسیژن از ریه و دی اکسید کربن از سلول جمال و با دفع دی اکسید کربن در ریه جلال 🔴احسنت دراین مثال موارد رامجزا نموده اید 🔵۱۶. ریشه درخت با جذب آب و املاح جمال و شاخه زمانی ک با این املاح میوه میدهد جلال 🔴صحیحست __________________________ نورنما: 🔵سلام علیکم 🔴سلام علیکم.جناب H.a.M ازروی افعال کبد وطحال ومعده و... جمال وجلال بودن این اعضا را بررسی نموده و لی شما ازروی خصوصیات عارضشان که برخی جزو ذاتیات این اعضای بدن هست.نظرهردو بزرگوار متین است وقابل تامل . 🔵 اگر از روی مزاج اعضا بخواهیم پاسخ دهیم : کبد مزاج گرم وتر دارد و تری جمال است گرچه گرمی آن هم میتواند جلال باشد چون گرمی وتری اش در یک درجه اند 🔴اشکال : رطوبت با اینکه باعث نرمی عضومیشودولی باعث سنگینی عضو هم میشود،وسنگینی هم به تجلی اسم جلال همچون قدرت بازگشت دارد ولی ازجهت اینکه آب مایه حیاتست وباعث تجلی اسم محیی ،یا حی رطوبت تجلی جمالی دارد،لذاباید به فعل عضو نگاه کردکه کدامیک را در عمل تجلی میدهد. 🔵طحال سردو خشک(سودا) است وخشکی جلال است . 🔴نکته: سردی باعث کمی تحرک و سفتی عضو میشود و سفتی وسختی از اسماء جلال ازعزیز و قادر برمی گردد.بله،طبق ایه (جعلنا من الماء کل شیء حیا) از اب هرچیزی را زنده قرار دادیم ، ضد اب و ضدرطوبت ، برابر خشکی و مرگ وکشندگی هست ، لذا خشکی ، نوعی تجلی اسم (یا ممیت، ) یعنی اسم میراننده الهیست و نوعی جلال . 🔵مزاج کیسه صفرا گرم وخشک است وخشکی جلال است. 🔴صحیحست 🔵 مزاج معده سرد وتر است و بیشتر جمال دارد تا جلال. 🔴اشکال : سردی باعث کمی تحرک و سفتی عضو میشود و سفتی وسختی از اسماء جلال ازعزیز و قادر برمی گردد. رطوبت با اینکه باعث نرمی عضومیشودولی باعث سنگینی عضو هم میشود،وسنگینی هم به تجلی اسم جلال همچون قدرت بازگشت داردولی از جهت اینکه مظهر اسم حی الهی است تجلی جمال است لذابه فعل عضوبایدنگاه کردودیدکدامیک رابیشتر بروز وظهورداده. شایدبتوان گفت صرف مزاجها در تشخیص جمال وجلال اعضاءکافی نیست ودرکنار آن باید افعال عضو رانیز درنظر گرفت. _________________________ امیرعلی: سلام. ببخشید میشه از اعتقادات بیشتر بیان شود تا اسماء جمال و جلال؟؟ ________________________ نورنما: سلام علیکم چنانکه مستحضرید این گروه برای مطالب ومباحث اخلاقی بادید توحیدی هست اگر بخواهیم در مورد مطالب اعتقادی از اعتقادات شیعه بحثی شروع شود نیاز است تاگروه جدیدی بنام اعتقادات شیعه اثنی عشری ساخته شود و در سایت مرکزهم این بخش اضافه شود تا مباحث باهم مخلوط نشود اگر دوستان تمایل داشته باشند،برای بنده مانعی نیست درخدمت باشم ولی درگروهی جدید ومختص اعتقادات _____________________________ H.a.M: نیم کره راست بدن ب دلیل داشتن اندامهایی مثل کبد ک اگر وظیفه اصلی آن را ترشح انسولین و دفع آن ب خون در نظر بگیریم و نیز کیسه صفرا و همچنین سیاهرگ اصلی ک خون بدون اکسیژن را ب ریه میرساند و دی اکسید کربن را در ریه دفع میکند تصور خون مرده را دارد جلال و نیمه چپ بدن ب دلیل اندامهایی مانند قلب ک خون اکسیژن دار را با سرخرگ اصلی بدن ب اندامها میفرستد تصور حی و حیات را دارد جمال ! شایان ذکر است ک خون مرده قبل از اینکه ب قلب برسد ب ریه و کبد وارد و پس از تصفیه و اکسیژن گیری ب قلب وارد میشود ____________________________ نورنما: شما تخصصتان در پزشکی و طب واینهاست ؟ مطالبتان خوب واردشمند است البته سوال واقعا سختی در این باره هست که پرسیده شده ونیاز به تحقیق وپژوهش بیشتر هست چراکه : 🔴اشکال ،انگونه که بنده درحد کمی ازان مطلعم : انسولین تاثیرش در بدن به عنوان باسط هست ونه قابض ، و باعث بسط سلولها شده و بسط و گشودگی سلولها باعث جذب مواد قندی اعضای بدن از درون خون میشود لذا اگر بیماری قند حاصل شود اعضای بدن قند درون خون راجذب نکنند ،قنددرون خون تلمبار شده و قندخون فرد بالا میرود،باتزریق انسولین به خون ،انسولین باعث بسط سلولهای بدن وجذب بهتر قنداز خون توسط سلولها میشود! لذا انسولین تولیدی ظاهرا خود تجلی جمال باشدتا جلال 2- کبد خون مرده را زنده میکند از این بابت موجب حیات خون مرده هست با اکسیژن گیری و تصفیه، وتجلی محیی و زنده کنندگی دران هست. البته مباحث دیگر بسیار تخصصی در زمینه پزشکی وطب هست که اینجا شاید امکان بسط وگسترشش نباشد وشاید از عهده ماخارج باشد البته باز عرض میکنم پاسخ شما خوبست وجای تحقیق و بررسی و قابل تقدیرست واقعا، از پاسخهای اینچنینی مسرور میشوم خصوصا که سخن شما با روایتی که فرموده ،خدای تعالی حوا را از دنده چپ حضرت آدم خلق فرموده، هم برفرض صحت این روایت،سازگارتر است و البته فاکتورهایی همچون قدرت وحرارت ضربان تپش قلب،تفاوت حرارت چپ وراست بدن، درصد اسیدیته خون سمت چپ و راست، محل قرارگیری جنین پسر و دختر قبل از تولد،که همچون سایه یا آینه در آن عالم جنینی به خلاف خصوصیتشان دراین عالم باشد ، یا سرعت رشد یا همان تجلی اسم عظیم وبزرگ که جلالست کدام سمت بدن در دوران جنینی بیشتر است، یا موقع خواب به کدام سمت انسان مومن بخوابد وفشار وسختی بیاورد بهتراست .البته شاید جمال وجلال داخل بدن ازسمت چپ و راست هم مخالف خارج بدن از گوشت وپوست و.... باشد. اما اینکه غالبا خون مرده به سمت راست بدن پمپاژ میشود یا خون سمت راست سردتر از خون سمت چپ است به دلیل دوری ازپمپاژ قلب ،یا خون زنان که تجلی ناقص جمال الهی اند سردتر از خون مردهاست که تجلی ناقص جلال الهی اند، ظاهرا چیز قابل قبولی هست . خلاصه بحث وبررسی زیادی دراین مورد لازمست و خودبنده تاامروز نظرم بر جمال بودن سمت راست و جلالی بودن چپ بود ولی با پاسخ خوبتان لازم دیدم بررسی بیشتری کنم. ممنون از پاسخ دقیقتان ____________________________ H.a.M: نیم کره راست مغز هم ک قبلا گفتیم جلال و نیم کره چپ مغز هم جمال ک در کل میشود گفت نیمه راست بدن جلال و نیمه چپ بدن جمال است ___________________________ نورنما: بله نیم کره چپ وراست مغز اینچنین است ولی این را نمیتوان دلیل بر کل بدن دانست و از جزئی به کلی رفت چرا که نیم کره چپ بیشتر کارهای راست بدن و نیم کره راست مغز کارهای اداره اعضای سمت چپ را برعهده دارند و مثل اینه وسایه معکوس عمل میکنند ،واگر کسی سمت چپ مغزش ازکار بیافتدواسیب ببیند ، اعضای سمت راست بدنش فلج میشوند و برعکس _____________________________ H.a.M: اگر کلی در مورد طحال نگاه کنیم در دوران جنینی طحال وظیفه خونسازی دارد و اصلی ترین وظیفه آن در بزرگسالی ترشح پادتن است پس میشود گفت طحال بروز اسم جلالی است . ___________________________ نورنما: خب این هم باز جای بحث وبررسی بیشتر دارد. چراکه طحال ذاتا اصلا خودش خون است وتفاوت ان با جگر وکبد طبق فرموده روایات دراینست که اگر هردو را در اب بیاندازید طحال در اب حل میشودچیزی جز خون از ان باقی نمیماند برخلاف کبدکه دراب حل نمیشود ولذا حاوی خون وگلبولهای قرمزاست ،واولا شما قبلا نتیجه گرفتید که گلبولهای قرمز تجلی جمال اندبخاطر جذب اکسیژن از ریه و... لذا باید دقیقتر شویم ____________________________ امیرعلی: سلام. گلبولهای سفید حالت تدافعی دارند جلال// گلبولهای قرمز خونرسانی و به دلیل احیا کنندگی : جمال// ۱۶) ریشه درخت جذب آب و املاح برای رشد و زندگی : جمال// // هل دادن آب و املاح حالت دفعی : جلال// _____________________________ نورنما: صحیحست ممنون از پاسخگوییتان _______________________________ نورنما: باسلام دوباره خدمت اعضای محترم گروه 🔵با درخواست اعضای بزرگوار ومحترم گروه گروهی مجزا بنام اعتقادات شیعه اثنی عشری جهت پاسخ به سوالات اعتقادی اعضاء ایجاد کردیم 🔵بزرگواران ازطریق لینک زیر میتوانند وارد گروه شوند. http://eitaa.com/joinchat/2634350609Cc37c9a01f0 موفق وموید باشید. ____________________________ H.a.M: ارادتمندم استاد ، بحث ما سر خود عضو کبد بود و نه هورمون انسولین ! لذا از آنجایی ک در مورد انبوه فعالیتهایی ک کبد انجام میدهد و طبق فرمایشتان ک یک وظیفه را در نظر بگیریم تا اسم جلال یا جمال مشخص شود از این دید ب نظرم جلالی است در مورد طحال در دوره جنینی چون هنوز مغز استخوان شکل نگرفته طحال وظیفه خون سازی دارد و چون این خون ساخته شده را ب درون حفره رحمی دفع میکند جلالی است اما پس از تشکیل مغز استخوان وظایف متعدد دیگری غیر از خون سازی دارد ک باز طبق فرمایشتان مهمترین آنها ترشح پادتن است و چون این پادتن ب خون دفع میشود باز جلالی است نیم کره راست مغز درست است ک اعمال سمت چپ را کنترل میکند و نیم کره چپ سمت راست را و از آنجا که نیم کره راست جلالی و نیم کره چپ جمالی است و بحث ما در مورد نیمه راست و چپ بدن است اگر خط قرینه ای در طول بدن رسم کنیم نتیجه کلی آن است ک نیمه راست جلالی و نیمه چپ جمالی است فارغ از اینکه کدام نیمکره کدام سمت بدن را کنترل میکند سپاسگذارم از حسن توجهتان . _______________________________ نورنما: ممنون از اشکالات ونقدتان بنده مسرورم از وجود اعضایی مطلع همچون جنابعالی در گروه. شما آیا در رشته پزشکی مشغول هستید؟ این اطلاعات شما واقعا گرانسنگ وغنیمت است. علت پرسشم اینکه : بنده دوست دارم در یک یا چند رشته دانشگاهی به مدد الهی طبق فرمایش رهبری وسایر علماء وبزرگان دینی اقدام به شروع اسلامی سازی مبانی فکری اولیه این رشته ها با دیدتوحیدی با همکاری بزرگوارانی متخصص در این رشته ها، به مدد الهی نمایم و باتوکل بر او وتوسل بر اهل بیت علیهم السلام کلنگ اولیه این کار را بزنیم و نتیجه وماحصل آن را ان شاءالله به علمای بزرگوار حوزه و دانشگاه تقدیم کنیم . بعد توحیدی ومبانی اسلامی از جانب ما و بعد علمی وتجربی از متخصصین فن _________________________________ H.a.M: بنده پزشک نیستم و این اطلاعات حاصل سالهای تلاش برای عبور از سد کنکور است اما همسرم عضو جامعه پزشکی است و میتوانم در حد توان در خدمت باشم . _________________________________ نورنما: خیلی ممنونم آیا در رشته های تخصصی دیگری نیز تبحر دارید؟ ________________________________ H.a.M: تبحر ک خیر ولی رشته دانشگاهی بنده در زمینه مهندسی شیمی و مهندسی نفت و تکمیلی مدیریت بوده است . _______________________________ نورنما: اینکه خیلی عالیه ان شاء الله تعالی وجود شما و امثال شما را در گروه مغتنم بشماریم و در این موضوع اسلامی سازی مبانی علوم با دید توحیدی بتوانیم از محضرتان استفاده نماییم. در سایت مرکز پاسخگویی بخشی قبلا ایجاد شده بنام ((مبانی علم شیمی با دیدتوحیدی )) ولی فعلا بحثی در آن شروع نشده است، چراکه نیازمند نیروی دانشگاهی مطلع دراینخصوص بودیم حاضریدان شاء الله بحث دراینخصوص را به مدد الهی دراین بخش از سایت شروع کنیم؟ یاگروهی باهمین نام ایجاد کرده وبعداز بحث مطالبش را به آن بخش انتقال دهیم؟ شروع کار با موضوعات اصلی علم شیمی هست ان شاءالله تعالی http://avayetowheed.com/forum/index.php?/forum/151-مبانی-شیمی-با-دیدتوحیدی/ _______________________________ H.a.M: انشاءالله بتونم مثمر ثمر باشم سپاسگذارم ک قابل دونستید . ______________________________ نورنما: باسوالاتی که قبلا عرض شد در مورد علم آوا شناسی و موسیقی و علم ادبیات عرب وپاسخ همه بزرگواران صحیح بوددرصدد مبنای توحیدی علم موسیقی وصرف ونحو علم معانی بیان وبدیع بودیم . 🔵مبانی این علوم از صرف ونحوعربی و موسیقی و علم آواشناسی با دیدتوحیدی : انسان در اراده و خواسته هایش از دو حالت خارج نیست : یا درصدد تجلی اسماء جمال وجذب دیگران به سمت خودش هست یا درصدد تجلی اسماء جلال ، وبالا نشان دادن شأن ومنزلتش و ایجاد ونمایش کراهت و دفع دیگران از انسان وغیرانسان هست . پس اگر چنین اراده ای دارد ، در عمل نیز به ان اقدام میکند،یا تجلی جمال وجلال الهی را در نیات و اعمالش ظهور و بروز میدهد و یا در الفاظ و گفتار و نوشتارش اسماء جمال وجلال را تجلی میدهد. اما چگونه در گفتارش درصدد زیبا کردن گفتارش و جذب دیگران ویا دفع آنها برمی آید خب از مصادیقش تخفیف و سبکی و زیبا کردن آوا هایش با تلفظ ان در مخارج خاص آن در زبان و تولید موسیقی زیبا در دهان میباشد ویا برعکس با تجلی جلالی درصدد ظهور و ادای حماسی وقدرتی ویاترس آور کلمات وصدا ها برآمده ویا درصدد ثقالت و سنگینی ادای حروف و زشت ادا کردن آنها برمی آید تا ابهت و بزرگی شأن را نشان داده یا باعث انزجار و تهوع مخاطبش بوده یا درصدد ترساندن آنها می باشد . غالب قواعد صرفی ونحوی براین پایه واساس هست ، من باب مثال قواعد اعلال وادغام و حروف مدی وامثالهم جهت تخفیف تلفظ و جذب مخاطب می باشند و برعکس ان نیز وجوددارد ،من باب مثال اوزانی وجود دارد که شدت و عظمت و ابهت را میرساند،که طبعا در آنها ثقالت وزن را اصل قرار داده اند و کلمات ثقیل وسنگین ادا میشوند، در زبانهای مختلف نیز اصل بر اینست ، مثل دقت نمایید در اشعار وشعرهای عاطفی وعرفانی غالبا اوزان شعری و کلمات مورد استفاده در آنها بیشتر جمالی بوده و خفیف وسبک و تلفظ وتصورش راحت و زیباست ، ولی اشعار ونثرهایی که حماسی بوده یا معنای زشتی دارد ، یا باعرض معذرت حتی در فحش ها و کلمات رکیک وسخیف و زشت که درصدد دورکردن مخاطبین هستند ، کلمات وجملاتی جلالی و ثقیل که تلفظشان سخت است و یا تصور معنایشان سخت و کراهت وانزجار وتنفروتهوع آور است استفاده میکنند تا مخاطب یا حساب از او ببرد یا به سبب کراهتش و فشار بر روحش ،از او دوری گزیند . لذا با این مبنا ،اصول غالب قواعد صرف ونحو وعلم معانی بیان وبدیع وخلاصه قواعد فصاحت وبلاغت تعیین واستخراج میشودومعلوم میشود چه موقع و کی وبه چه علت برخی جاها تخفیف وسبکی ونرمی وزیبایی کلام اصل قرار داده میشود وچه موقعی ثقیل وسنگینی و زشتی کلام باید باشد. وچه موقع مثلا قواعد اعلال وادغام و مد وقصر و.... اجرا میشود وچه موقع ممنوع است انجام چنین قواعدی. اما برای تخفیف وثقالت چه کنیم وچگونه میشود کلمات یا کلامی را ثقیل وکلامی را خفیف وسبک ونرم کرد که دراین خصوص باید به علم آوا شنایی و مخارج حروف مراجعه نماییم که من باب مثال : غالبا وقتی مخارج دو سه حرف کنار هم کلمه ای ازهم دور باشد تلفظش سخت و طبعا ثقیل وسنگین خواهد شد.... و برای زیبایی وزشتی صدا ها نیز علم موسیقی و بررسی نت ها دراینخصوص لازمست دانسته شود البته منظور از علم موسیقی علم شناخت روش زیباشناختی نت ها و آواهاست ونه این ساز و دهل و تمبک و .... که مثلا نت ها و آوا های با تن بم ، ترسناک و حماسی و جلالی هستند و نت ها زیر هم معمولا برخلاف ان یا نت ها و صداهای مافوق و مادون صوت ، خصوصیت جلالی دارند، وتلفیقی از نت های زیر وبم با نظم و ترتیب خاص ، باعث زیبایی صداها اعم از صدای انسان وغیرانسان هامی شود که درصدای انسان باعث نوعی فصاحت کلمه وکلام میشود ،یا زیبایی ها و جمال معنایی و معانی شگفتی آور،زیبا موجب بلاغت معنوی الفاظ میشود وبرعکس آن نیزصادقست . _______________________________ H.a.M: منطورتان منابع رسمی در باب علم شیمی با دید توحیدی است یا صرفا منابع رسمی علم شیمی؟ __________________________ نورنما: سلام بله صرفا منابع رسمی علم شیمی که میشناسیدو بیشترین عناوین را ودقیقترین عناوین را داراهستند ___________________________ نورنما: باسلام دوباره خدمت اعضای محترم گروه 🔵با درخواست اعضای بزرگوار ومحترم گروه گروهی مجزا بنام اعتقادات شیعه اثنی عشری جهت پاسخ به سوالات اعتقادی اعضاء ایجاد کردیم 🔵بزرگواران ازطریق لینک زیر میتوانند وارد گروه شوند. http://eitaa.com/joinchat/2634350609Cc37c9a01f0 موفق وموید باشید. _______________________________ نورنما: بسم الله الرحمن الرحیم این بخش امروز در سایت جهت نقدوبررسی کتاب معراج السعادت ایجاد شد ___________________________ نورنما: بسم الله الرحمن الرحیم کتاب شریف معراج السعادت ملااحمدنراقی بسیار حجیم ومطالبش طویل است لذا اگر تمایل داشته باشید سعی خواهیم کرد مطالب اصلی واساسی اش را مطرح ونقدوبررسی کنیم ان شاءالله تعالی مقدمه کتاب لغات سخت و عرفانی سطح بالا را داراست وبیشتر از حالات عرفا وسیروسلوک سخن به میان اورده و به درد عموم نمی خورد و مطالب قابل استنباط انچنانی هم ندارد لذا اگر تمایل و صلاح بدانید از غالب مقدمه بگذریم و مطالب کلیدی کتاب را ازفردا خدمتتان عرض ونقدوبررسی نماییم. ______________________________ نورنما: سلام درموردنحوه خلقت مخلوقات دقیقترین عبارت اینست : خداوندمتعال: خلق الاشیاء لامن شیء خداوند متعال اشیاء را خلق کرد نه از شیء وچیزی. واین فرق میکند با اینکه کسی بگوید خداوند از هیچ چی و عدم خلق کرده باشد. _____________________________ H.a.M: پس این نقل ک حضرت عزرائیل سلام الله علیه مامور شد ک از زمین مشتی خاک بردارد و از آن خاک حضرت آدم علیه و علی نبینا و آله سلام خلق شد چیست؟ ____________________________ نورنما: سلام اینو که قبلا در سایت توضیح داده وعرض کرده بودم👇👇 اون جریان خاک وگل بعداز خلقت اشیاء وزمان خلقت بدن آدم است . بنده عرضم ان اول اوله خلقت هست که حتی حضرت عزائیل هم نبود و خدای تعالی مخلوقات را خلق نمودند .که اولین مخلوق نور وجودی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم بود که خلق شد اما نه از شیء وچیزی. 👇👇 ____________________________ نورنما: هرکس تمایل به حضور در این گروه دارد میتواند با لینک زیر به عضویت گروه در بیاید . http://eitaa.com/joinchat/1416036369Cd007b2504e اینم لینک سایت هست که در انجا هم مطالب رامطالعه و سوالاتتان را بگذارید،ان شاءالله پاسخگو خواهیم بود. ____________________________ H.a.M: کج فهمی و دیر فهمی این جاهل را ب سعه صدرتان ببخشید استاد ی سوال برام پیش اومده و اونکه وقتی خداوند رحمان میفرماید من در زمین خلیفه و جانشینی قرار میدهم فرشتگان پاسخ میدهند آیا موجودی را میآفرینی ک عصیان و خونریزی نماید و این نقل با فعل ماضی صورت گرفته آیا قبل از آفرینش آدم سلام الله موجودی با خصوصیات انسان در جهان بوده؟؟؟ ________________________ نورنما: نه خواهش میکنم .این چه حرفیه .شما بزرگوارید. بنده عرضم در اون پیام اولم در امروز خلقت اشیاء هست بزرگوار نه خلقت آدم وانسانها. علت این سوالتان را میتوانم بدانم؟ ___________________________ امیرعلی: جسارت نباشه در جوابتون قبل انسان موجوداتی بودند ولی فکر کنم وحشی بودند مستند نگاه کردم. ___________________________ نورنما: ممکن نیست انسان عاقلی در زمین بدون وجود پیامبری و وصی پیامبری بوده وانبیائی باشدکه حجت خدا در روی زمین باشد. بعداز وجود انسان باشعور وعاقل در روی زمین : لولا الحجت لساخت الارض باهلها اگر حجت (وپیامبر ووصی ونبی ) در روی زمین (حتی یک لحظه نباشد) هر لحظه زمین اهالی خودش را در خود فرو میبرد .لذا احتمال وجود هرموجودی که عاقل باشد وغافل وامکان گنهکاهش باشد،طبق این روایت وجودش بر روی زمین منتفی هست .تنها ممکن است مخلوقات بدون عقل واندیشه و بدون حساب وکتاب در روی زمین بوده باشندکه دیگر به انها انسان و ادم از تیره ادم نمی توان گفت . وطبق روایات اولین پیامبر در روی زمین حضرت آدم نبی علیه السلام بوده .لذا مخلوقات قبلی طبق عقاید شیعه واین روایت صحیح که در کتب شیعه وسنی هست ، محال است انسان یا از تیره انسان واز مخلوقات عاقلی که امکان گناه وغفلتشان بوده ، باشند، اگر کسی در کتابی هم چنین ادعایی بکند،صرفا گمان بوده وباهمین روایت برفرض صحتش ونقل ازمعصوم، سخنش مردود است . اما ان آیه قرانی که ملائکه که جنسشان از نور و عقل بدون شهوت وغضب است ، حدس زده بودند که کسی که سوای اسماء جمال، اسماء جلال را هم دارا باشد،واختیار به او داده شده ،طبق مشاهده ان در مخلوقات دیگری که قبل از انسان موجودبودند، ممکن است به احتمال زیاد در زمین کشت وکشتار راه بیاندازد و صرفا محاسبه کرده بودند .ویا مخلوقات شبیه او را در عوالم دیگر دیده بودندلذا جسارت بر خدای تعالی نمودند،وخدای تعالی پاسخشان را داد واز ادم خواست تا اسماءش را به ملائکه ذکر نماید، واو ذکر فرمود لذا ملائکه قابلیتهایی بالا در او دیدند که بر این احتمال کشت وکشتارش میچربید،لذا سر تواضع بر الله متعال پایین اوردند. ___________________________ نورنما: ولی هرچه بودند عاقل دارای اختیارکه دچار گناه وغفلت شوند ، ظاهرا نبودند .مگراینکه حجت وپیامبری ازجنس خودشان داشته باشند ولی ظاهرا حتی اجنه هم پیامبرانشان همان پیامبران انسانهاست ___________________________ یا علی: بله انسانهای نخستین قبل از حضرت آدم ع بوده اند. در تفاسیر هم آمده ___________________________ نورنما: نه اینطور نیست موجودات عاقل دارای اختیارکه دچار گناه وغفلت شوند ، ظاهرا نبودند .مگراینکه حجت وپیامبری ازجنس خودشان داشته باشند ولی ظاهرا حتی اجنه هم پیامبرانشان همان پیامبران انسانهاست . ظاهرا انسانهای اولیه عاقل ، از نسل ادم ونوحند ونه اینکه قبل از انها بوده باشند. طبق روایتی البته برفرض صحتش ، همه مخلوقات روی زمین خم شدند و بر ادم سجده کردند وکمرشان همانگونه خمیده مانده و یا چهاردست وپا شده اند. لذا انسان های راست قامت دو پا ظاهرا همگی از نسل آدم ونوح علیهماالسلام اند.البته بر فرض صحتش ______________________________ کو هنورد: با اجازه استاد در پایان هر دوره ای دحوالارض زمین به زیر آب فرو میره و دوباره از زیر خانه کعبه به حالت اولیه بر میگرده و انسانهای جدید با حضرت آدمی جدید خلق می گردند ______________________________ نورنما: نه این صحیح نیست دلیلتان چیست؟ روایتی چیزی دارید بیاورید. طبق روایتی برفرض صحتش ما هزار هزار عالم وجهان داریم که هرکدام آدم خود رادرهمان عالم دارد و وجوداهل بیت علیهم السلام پیامبر وامامان ان عوالم هم بوده اند ، ولی نه در این زمین اولین ادم حضرت ادم نبی علیه السلام هست و اخرش نیز یکی از امامان ما... ____________________________ کو هنورد: اگه اینجوری به خلقت زمین وانسان نگاه کنی خیلی از پرسشها جواب پیدا میکنه اونجا که فرشتگان به خداوند عرض می کنن میخاهی موجودی بیافرینی که روی زمین گناه کنه از کجا می دونستن از خلقتهای پیشین ______________________________ نورنما: اولا جنس انها از عقل ونور است عقل میتواند مفاهیمی را بسنجدوبررسی کند که حتی تابحال وجودخارجی نداشته اند . مثلا فرضا اولین بار است موشکی میخواهید بسازید ولی تنها خواص باروت ومواد منفجره را میدانی این عقل است که احتمال قریب به یقین میدهد که فرضا این موشک موقع برخواستن ایا منفجرمیشود یاخیر پرواز میکند یا خیر تا چه ارتفاعی میتواند پرواز کند و.... بااینکه تا کنون شما موشکی نساخته اید ،این قدرت تحلیل قوی را دارید. سوای اینکه درندگان باقدرت مکر وغضب و جلال الهی که عقل واختیاروسنجش انچنانی نداشتند ودائما در روی زمین همدیگر را میدریدند را میدیدند حالا فرض کنید به ان درندگان دارای قوه مکر وغضب ، بیایی یک قدرت تعقل و سنجش قوی هم بدهی طبعا در روی زمین کشت وکشتار راه میاندازند اما احتمال دیگر اینکه شایدوالبته شاید ،از هزاران ادم وانسان در عوالم دیگر چنین تفکری به عقلشان خطور کرده باشد ولی این به نظر بنده بعیدست چون خصوصیات خوب ان ادمهارادرعوالم دیگر مشاهده میکردند ولذا نبایددیگراعتراض میکردند . ____________________________ کو هنورد: یعنی نظر شما اینه که همه این عوالم در یک زمان هستند من بد متوجه شدم در اطوار مختلف نیست ____________________________ نورنما: نه بر فرض صحت این روایت ، وبرفرض اینکه این عوالم هزار هزار گانه در عرض هم باشند ، اهل بیت علیهم السلام که از نور وجودیشان این عوالم خلق شده است ، خلیفت الله و پیامبر وامام در ان عوالم هم طبعا خواهند بود ولی محتمل است اصلا هزار هزار عالم که در این روایت هست بصورت طولی باشد ونه عرضی، و اشاره به عوالم روحانی ماورای این عالم جسمانی باشد. که هزار هزار عالم خلق فرمودوهزار هزار پیامبر خاتم ضمنا در وجود نوری اهل بیت علیهم السلام زمان مطرح نیست . وقدرت متعدد کردن بدنشان را هم دارند،یکی از اساتید اخلاق مثالی از بدن امیرالمومنین علی علیه السلام میزندند که در ان واحد درچندجا حضور داشتند برخی عرفا نیز ظاهرا چنین قدرتی دارند __________________________ کو هنورد: در همه این دوران امامان وپیامبران بود هاند _______________________ نورنما: طبق روایاتی بله ظاهرا _________________________ کو هنورد: خداوند خالق هست یعنی همیشه در حال خلق کردن نمیشه این زمین و دوره تموم بشه و دیگر خلقتی نباشه؟ ___________________________ نورنما: بله ولی نه حتما حتما باید در این عالم باشدبلکه هرکدام در عالم خاص خودش بلکه طبق برخی مطالب هزار هزار عالم هست که هرکدام قیامت خاص خودش را دارد _________________________ کو هنورد: خداوند خالق هست یعنی همیشه در حال خلق کردن نمیشه این زمین و دوره تموم بشه و دیگر خلقتی نباشه؟ ___________________________ نورنما: دیگه قیامت که شد، زمین غیر از این زمین خواهدشد واول مثل طومار پیچیده سپس باز وگسترش خواهدیافت و چندبرابر این اندازه وبصورت مسطح خواهدشد دیگه فاتحه این زمین روز قیامت کنده است وتا روز قیامت همین انسانهای ازنسل ادم در ان هستند ونه اینکه اب جهانو بگیره و دوباره خشکیها پدیدایند و دوباره خدا ادم جدید خلق کنه و... _______________________ کو هنورد: نه ممنون خواستم جواب دوستان رو بدم شاید بد نوشتم ببخشید این سوال خیلی برام راحت حل شده خواستم کمک کنم ___________________________ نورنما: دیگه قیامت که شد، زمین غیر از این زمین خواهدشد واول مثل طومار پیچیده سپس باز وگسترش خواهدیافت و چندبرابر این اندازه وبصورت مسطح خواهدشد دیگه فاتحه این زمین روز قیامت کنده است وتا روز قیامت همین انسانهای ازنسل ادم در ان هستند ونه اینکه اب جهانو بگیره و دوباره خشکیها پدیدایند و دوباره خدا ادم جدید خلق کنه و... ضمنا اخرین ادم روی زمین یکی از همین امامانمان خواهدبود وقتی رحلت فرمودند قیامت بپاخواهدشد ___________________________ کو هنورد: بله غیر این زمین ولی بازم زمین هست ودر اطوار دیگر گاهی جاهای خشکی دریا میشه وجاهای که الان آب هست خشکی میشه بخاطر همین گاهی پیدا شدن فسیل جانوران دریای در روی خشکی برای باستان شناسان عجیبه وفکر میکنه اینجا قبلا دریا بوده ___________________________ نورنما: نه در قیامت زمین مثل پنبه نرم خواهدشد به درد بعدی ها نمیخوره! _____________________________ کو هنورد: یعنی خلقتی از انسان روی این زمین دیگه بوجود نمیاد؟ _____________________________ نورنما: نه بزرگوار خورشیدعامل حیات گیاهان و... مثل طومار پیچیده خواهد شدوخاموش خواهدشد و عالم بنور رب جهان روشن خواهدشد خورشیدهم نباشه دیگه زمین به درد زندگی نمیخوره ___________________________ کو هنورد: بله غیر این زمین ولی بازم زمین هست ودر اطوار دیگر گاهی جاهای خشکی دریا میشه وجاهای که الان آب هست خشکی میشه بخاطر همین گاهی پیدا شدن فسیل جانوران دریای در روی خشکی برای باستان شناسان عجیبه وفکر میکنه اینجا قبلا دریا بوده ____________________________ نورنما: نه اینچنین در قیامت نمیشه عالم و زمین قحطی نیست که خدای قادر خالق یک زمین جدید در یک لحظه میتونه خلق کنه چه اصراری بر این زمین دارید؟ دلیل روایتی وایه ای بر این مطلب شما سراغ ندارم و این تفکر خب تالی فاسدها دارد ومنکر روایتی هم که عرض کردم نیز هست ایات قرانم میفرماید زمین کلا مثل پنبه حلاجی شده نرم نرم میشه یعنی دیگه هسته گرم زمین که باعث گرانش و حرکت و محکمی زمین و محل استقرار کوههاست کلا خاموش و مثل پنبه نرم میشه ___________________________
  23. * عدد کوانتومی اصلی اشاره به لایه ها ((و عوالم طولی )) داردواندازه اوربیتال را که فاصله الکترون تا هسته هست را نشان میدهد و همینطور انرژی اوربیتال را نشان میدهد که هرچه قدر الکترون از هسته دورتر باشد انرژی (جاذبه وجمال)بیشتری دارد. *نتیجه گیری : پیش بینی می شود ((طبعا طبق قواعد ما ، جلال و دافعه کمتری خواهد داشت )) *الکترون نمی تواند فی مابین لایه ها (بین عوالم یا نقطه جهش وبرزخ) قرار بگیرید *انرژی حرکت از طراز ولایه ای دیگر کوانتوم نام دارد https://www.aparat.com/v/74t3W?vref=recom در دیدئو ببینید
  24. بسم الله الرحمن الرحیم 1- بحث ابتدائی آشنایی با اتم ها و اوربیتال وعدد اتمی: *نکته مرتبط و مهم : نور میتونه باعث حرکت وجابجایی اتم بشود(تجلی اسماء جمال الهی باعث تاثیر در تجلیات اسماء جلال میشود) https://www.aparat.com/v/UJnj2 09ae626f5082e6b9d924c9795905137b2007470__16909.mp4
  25. نورنما

    مبانی شیمی (با دیدتوحیدی)

    سلام بله خیلی ممنونم شیمی عمومی ببینید این کتابهای bakhsh....pdf هستند؟ این کتاب آقای علی افضل صمدی به نظرم خیلی خوب وعالیه برای اینکار . از اصول ومبانی شیمی که در جلد اول جمع آوری نموده اند، می توانیم به مدد الهی استفاده نماییم و چند اصل را در یک اصل واحد توحیدی خلاصه نماییم ان شاء الله تعالی بعد به جدول مندلیف وبررسی عناصر پرداخته وبه بحث اوربیتال اتمی وارد بشویم ان شاء الله تعالی . نظر شما چیه؟ bakhsh-12.pdf bakhsh-13-14.pdf Energie atomique.pdf hupaa.com_chimie_generale.pdf www.ShimiPedia.ir_FTsArFBtd5p.pdf شیمی-یازدهم.pdf bakhsh-1-2.pdf bakhsh-3-4.pdf bakhsh-5-6-7.pdf bakhsh-8-9.pdf bakhsh-10-11.pdf
  26. h.a.m

    مبانی شیمی (با دیدتوحیدی)

    سلام کتاب تیمبرلک ب زبان اصلی است و ترجمه نشده لااقل من اطلاعی از ترجمش ندارم شما میتوانید ب جای آن از کتاب مورتیمر در شیمی عمومی جلد ۱ و ۲ استفاده نمایید ک بیشتر دانشگاهها از این کتاب ب عنوان مرجع استفاده میکنند در بحث بیوشیمی نیز هر کتابی ک پیدا کردید خوب است و میتواند مفید باشد .
  27. نورنما

    مبانی شیمی (با دیدتوحیدی)

    سلام علیکم خیلی ممنونم از زحمتتان و ارسال اسامی کتب درخواستی ببخشید این کتاب تیمبرلک ترجمه فارسی شده است یا نه ؟ اگر بله شما سراغ دارید که فهرستش را اینجا بفرستید؟ چون گشتم فقط نسخه انگلیسی آن را پیداکردم باتشکر
  1. نمایش فعالیت های بیشتر